عالم امر خود بر آن دميد و آن را زنده كرد و فعلًا در دنيا اين گونه انسانِ زندهايد . و استعمال ميت بنابراين فرض مَجاز است ، زيرا ميان ميت وحى ، تقابل عدم و ملكه است ، يعنى ميت به جسمى اطلاق مىشود كه در آن استعداد حيات و حلول روح باشد ، و خاك و جمادات ديگر اين چنين نيستند . و ممكن است مراد ، حالت جنينى انسان پيش از ولوج و دميدن روح باشد ، و استعمال ميت در آن حقيقى است .
« ثُمَّ يُمِيتُكُمْ »
يعنى : سپس شما را در دنيا مىميراند به ميراندن تدريجى از نخستين مرگ انسانها تا اواخر دنيا كه به وسيلهء فرشتگان مرگ انجام مىگيرد و آخرين آنها را در يك دفعه به واسطهء نفخهء اول صور اسرافيل مىميراند .
« ثُمَّ يُحْيِيكُمْ »
يعنى : و پس از آن شما را براى زندگى در عالم برزخ و فاصلهء ميان دنيا و قيامت زنده مىكند و در آن عالم تا مدتى ادامهء حيات مىدهيد .
« ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ »
يعنى : سپس بهسوى خداوند باز گردانده مىشويد . پس شما دوباره در عالم برزخ مىميريد و در روز رستاخيز زنده شده ، بهسوى او باز مىگرديد . بنابراين ، براى انسان از آغاز حركت از مبدأ وجوديش تا منتهاى نزولش در بهشت يا جهنم ابدى ، شش حالت متضاد و متناوب است : حالت موت قبل از دنيا ، احياء در دنيا ، اماتهء در دنيا ، احياء در برزخ ، اماتهء در برزخ و احياء در قيامت .
روى اين بيان ، اين آيه با آيهء 11 سورهء غافر « رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ » مخالفتى ندارد و آن آيه مربوط به ما بعد ثبوت تكليف در اين جهان است ، زيرا در آن آيه آمده : كفار در روز قيامت مىگويند :
« خداوندا ! ما كه در دنيا منكر بعث و زنده شدن پس از مرگ بوديم براى اثبات آن دوبار ما را ميراندى و دوبار زنده كردى ، پس ما اعتراف كرديم كه در رد دعوت پيامبرانت گنهكار بوديم » و اين گفتار اشاره است به مراحل چهارگانهء اخيرِ مورد بحث ، يعنى به مراحل پس از گذراندن مرحلهء موت اول و احياء اول . و از اين بيان ، مقايسه و حال آيهء مورد بحث با آيات سه گانهء نفخ صور در آستانهء رستاخيز نيز روشن مىشود . اول ، آيهء نفخهء اماتهء همهء زندهها « وَنُفِخَ فِى الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِى السَّمَاوَاتِ وَ مَن فِى الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَآءَ اللَّهُ » [ زمر ، 68 ] . دوم ، آيهء احياء همهء مردگان و بيرون
تفسير روان (فارسى) — صفحة 55
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٥٥