21 . و خود را به مردى گويا و صاحب نطق و بيان ، كه بر جادهء مستقيمى از كمالات قرار دارد و بر پايهء عدل و قسط فرمان مىدهد ، تشبيه كرده . ( 76 نحل )
22 . عاقبت مؤمن و كافر را به دو برادرى تشبيه كرده كه ارثى سرشار از پدر بردهاند و چون باغهاى پربار خود را ديدند يكى كفر گفت و كفران نمود و ديگرى اظهار ايمان كرد ، پس به ناگاه صاعقهاى باغ كافر را نابود كرد و باغ ديگرى سالم ماند . ( 32 كهف )
23 . كافر را به بردهء چند نفر مولاى مختلفالفكر و ناسازگار كه هر يك او را فرمانى مخالف فرمان ديگرى مىدهد و بهسوى خود مىكشد ، تشبيه نموده . ( 29 زمر )
24 . و مؤمن را به بردهء يك مولا و تسليم در برابر وى كه آن مولا هم در كار خود مستقل و عادلانه عمل مىكند ، تشبيه كرده . ( 29 زمر )
25 . كفار را به همسر نوح عليه السلام و همسر لوط عليه السلام تشبيه نموده كه از پيامبران الهى بهرهمند نشدند و به آنها خيانت كردند و قرب جوار پيامبران سودى به حال آنها نبخشيد . ( 10 تحريم )
26 . و مؤمنان را به همسر فرعون كه بر خلاف قدرتهاى حاكم وقت ايمان قوى يافت ، و به مريم دختر عمران كه عفت خود را ضبط كرد و به خدا و كتابهاى آسمانى او ايمان آورد و از نيكان شد ، تشبيه نموده . ( 11 تحريم )
الَّذينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللّهِ مِنْ بَعْدِ ميثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي اْلأَرْضِ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ ( 27 )
لغت و اعراب :
الذين صفت فاسقين در آيهء قبل ، و اضافهء عهد به اللَّه اضافهء به فاعل است . نَقَضالعظمَ - از باب نَصَر - :
شكست آن را ، و نقضالعهدَ : فاسد و باطل نمود آن را . ميثاق عقدى است كه با قسم و عهد تحكيم شود و نيز به معناى خود تحكيم است . أن يوصل بدل از هاء مجرور در به است ، يعنى أمر اللَّه بوصله .
تفسير :
« الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ »
يعنى : فاسقين كسانى هستند كه عهد خدا را پس از تحكيم آن مىشكنند . و مراد از عهد ، پيمانى
تفسير روان (فارسى) — صفحة 53
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٥٣