يعنى : و آنان در آنجا خالد و جاودانند . « خلود » در لغت ، بقاى شىء است بدون عروض تباهى و زوال بر آن در مدتى طولانى يا ابدى ؛ و در اصطلاح قرآن و حديث ابديت است .
إِنَّ اللّهَ لا يَسْتَحْيي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها فَأَمَّا الَّذينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ أَمَّا الَّذينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللّهُ بِهذا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثيرًا وَ يَهْدي بِهِ كَثيرًا وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقينَ ( 26 )
لغت و اعراب :
امثال قرآن
مَثَلًا ما كلمهء ما اسم است و صفت مَثَل براى افادهء ابهام ، مثل أعطنى كتاباً ما يعنى كتابى به من بده هركتابى باشد . بعوضه : پشه . الحق خبر انّ و من ربّهم حال است از ضمير مستتر حق يا از اسم انّ . و بهذا مثلًا بدل و مبدَلٌ منه است يعنى بهذا المثل .
تفسير :
« إِنَّ اللَّهَ لَايَسْتَحْىِ أَن يَضْرِبَ مَثَلًا مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا »
يعنى : حقيقت اين است كه خدا را شرم نيايد از اينكه براى هدفهاى متنوع خود مثل بزند هر مثلى كه بخواهد ، پشه باشد و ما فوق آن ، يعنى فوق آن در كوچكىِ جسم مانند ميكروب و ياخته ، يا فوق آن در بزرگى مثل شتر و فيل و كوه و دريا .
« فَأَمَّا الَّذِينَ ءَامَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَبِّهِمْ »
يعنى : اما كسانى كه ايمان آوردهاند هر چند وجه تشبيه يا وجوه تشبيه را درك نكنند ، مىدانند كه آن مثل حق و بجا و عقلايى و از جانب پروردگارشان است ، يعنى مىدانند جزء متشابهات كتاب است و معنى واقعى و تأويل آن نزد اهلش ثابت است .
« وَ أَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ فَيَقُولُونَ مَاذَآ أَرَادَ اللَّهُ بِهذَا مَثَلًا »
و اما كسانى كه كفر ورزيدهاند چون وجه يا وجوه تشبيه را درك نمىكنند ، به عنوان استهزا و تحقير مىگويند : خداوند از اين مثل چه اراده كرده و چرا از اشياء كوچك و بىارزش نام مىبرد ؟ !