تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
تفسير :

رفتار خردمندان

« إِنَّ فِى خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ لَأَيَاتٍ لِأُولِى الْأَلْبَابِ » يعنى : حقيقت اين است كه در آفرينش آسمان‌ها و اين زمين و آمد و رفت شب و روز نشانه‌هايى است براى صاحبان عقل كامل و خرد ناب . مراد از آيات و نشانه‌هاى موجود در خلق و اختلاف ، شكوه و عظمت و فوق‌العادگى آن است و خروج آن از حيطهء استعداد و قدرت بشرى از نظر كثرت عدد كهكشان‌ها و شمول هر كهكشانى بر منظومات شمسى غيرمتناهى ، و هر منظومه‌اى به ثوابت و سيارات بىشمار ، و اعجب از آنها وجود همهء آنهاست در داخل محوطهء آسمان اول ، تا چه رسد به آسمان دوم تا هفتم و عرش و كرسى ! و اغرب از آن ، كيفيت حدوث ذاتى و قِدَم زمانى مجموع دستگاه آفرينش ، و وجود آيات و براهين لايتناهى در آفاق و كرانه‌هاى اين زمين و در نفوس ساكنان آن ، و كيفيت ارتباط ساكنان آن با يكديگر از انواع ذوىالعقول از انسان‌ها و فرشتگان و اجنّه ، و اقسام غيرمتناهى نباتات و حيوانات اين كره و كرات ديگر است كه مملوّ از عجايب و غرايب‌اند . و عجيب‌تر از همه آن كه خداوند مبدأ اعلى ، ذوات و صفات و هيئات همه را به نحو ابداع و ابتكار از كتم عدم به عرصهء وجود آورده و از احدى استمداد نكرده و استعانت نجسته و تقليد ننموده ؛ و از آغاز وجود كلّ ، خود به ارادهء استقلالى ، حفظ و تقدير و تدبير همه را متكفّل شده به گونه‌اى كه هرگز سستى و خستگى در ذات اقدسش پيدا نشده چنان كه خلل و عيبى در اصل تكوين و خصوصيات آن نيز ديده نمىشود ، چنان كه فرموده : « مَا تَرَى فِى خَلْقِ الرَّحْمنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ ، ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِئاً وَهُوَ حَسِيرٌ » [ ملك 3 و 4 ] . الَّذينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ قِيامًا وَ قُعُودًا وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ في خَلْقِ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النّارِ ( 191 ) لغت و اعراب : الذين صفت اولىالألباب است . قيام : جمع قائم ، و قعود : جمع قاعد و هر دو حال است از فاعل يذكرون . و على جنوبهم نيز حال است به‌تقدير مضطجعين يا نائمين على جنوبهم .