تفسير :
عهد شكنى اهل كتاب
« وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ »
يعنى : به ياد آوريد زمانى را كه خداوند از كسانى كه كتاب به آنها اعطا شده ، يعنى علماى هر ملتى كه داراى كتاب آسمانى بودند مانند دانشمندان يهود و نصارا و از همهء كسانى كه قدرت فهم كتابهاى آسمانى و بيان آنها را به ديگران داشتند ، عهد مؤكّد و پيمان محكم گرفت ( يعنى بدين نحو كه معاهده را در متن كتابهاى آسمانى درج نمود و يا به وسيلهء پيامبرانى كه كتابها را آورده بودند ابلاغ نمود و يا به دادن عقل و خرد آن را القا كرد ) .
« لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلَا تَكْتُمُونَهُ »
يعنى : مفاد معاهده و پيمان اين بود كه حتماً بايد اين كتاب را براى مردم بيان كنيد ، متن آن را بخوانيد ، مفادش را تفهيم كنيد ، ظواهر و محكماتش را ابلاغ نماييد ، بواطن و متشابهاتش را روشن سازيد و چيزى از آن را از عبارت و معنا از احدى پنهان نداريد .
« فَنَبَذُوهُ وَرَآءَ ظُهُورِهِمْ وَ اشْتَرَوْا بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا »
يعنى : آنها آن پيمان محكم را پشت سر خود افكندند و اعتنا نكردند و آن عهد و پيمان و يا آن كتاب را به بهاى اندكى معامله كردند .
اين كلام به عنوان تشبيه است و گويى مجموع آنچه از احكام و معارف آن كتاب كه بيانش به ضرر دنيا و جاه و مال آنها بود همه را به واسطهء كتمان ، حذف ، تحريف و تأويل فروختند و در مقابل بهايى كه عبارت از رياست چند صباحى در دنيا و برخوردارى از شئون آن است به عنوان ثمن بخس تملّك كردند .
« فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ » يعنى : در نتيجه بد معاملهاى است اين اشترا و معاملهء امانت و دين الهى با لذّات چند روزهء دنيا ؛ يا بد ثمن و بهايى است ثمنى كه آن را به دست آوردند .
لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ يَفْرَحُونَ بِما أَتَوْا وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ ( 188 )
وَ لِلّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ اللّهُ عَلى كُلِ شَيْءٍ قَديرٌ ( 189 )