كشته نمىشدند .
غرض اينكه آنها حيات و موت را به اسباب نسبت مىدهند به گونهاى كه از مسبّب اصلى و آن كس كه همه در تحت ارادهء او هستند غفلت مىكنند . پس شما در اعتقاد و عمل اين گونه نباشيد ، زيرا اين باورها انسان را از تحصيل معاش يا از جهاد در راه حق باز مىدارد .
« لِيَجْعَلَ اللَّهُ ذَلكَ حَسْرَةً فِى قُلُوبِهِمْ »
مرگ خدايى سودمندتر از حيات
اين جمله تعليل نهى از تشابه است ، يعنى : آنگونه نباشيد بلكه بدون اعتنا به گفتار آنها به سفر تجارت و به جنگ رويد و سالم و غانم باز گرديد ، تا خداوند ، آن گفتار را كه تخلّفش روشن شده وسيلهء حسرت و اندوه دلهاشان قرار دهد .
« وَاللَّهُ يُحْيِى وَيُمِيتُ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ »
اين جمله تعليل ديگر و جواب اصلى پندار و گفتار آنهاست . مىفرمايد : و خداست كه زنده مىكند و مىميراند . يعنى حيات هر جاندار و مرگ او در هر حال به دست خدا و تحت ارادهء نافذ اوست و سفر و حضر و جنگ و صلح ، دخالتى در مقابل ارادهء خدا ندارد ، بلكه همهء آنها از مقارنات وجودى متعلَّق اراده است ، و از اين رو گاهى در سفر و جنگ سالم است و در حال حضر و استراحت مىميرد ؛ پس نسبت دادن مرگ به سفر و جهاد غفلت از مسبّب اسباب است . و خدا به آنچه شما انسانها مىكنيد بيناست .
« وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرَحْمَةٌ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ »
يعنى : اى پيامبر ، به آنان بگو : حتماً اگر شما در راه خدا به جهاد رويد و كشته شويد و يا در طلب روزى حلال به سفر رويد و بميريد ، بىترديد نعمت آمرزش از جانب خداوند و رحمت و فضلى كه از حين مرگ و دخول در عالم برزخ و سپس در قيامت و پس از آن در بهشت ابدى نصيبتان خواهد شد بهتر است از آنچه آنها از مال دنيا جمع مىكنند هر چند بسيار انبوه و فراوان باشد .
و اين تفاضل ، به ملاحظهء نظر ابتدايى و تقريب به ذهن است و گرنه دنيا قابل قياس با آخرت نيست .
« وَلَئِن مُتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لَإِلَى اللَّهِ تُحْشَرُونَ »
يعنى : و مسلّماً اگر بميريد يا كشته شويد حتماً به سوى خداوند گردآورى مىشويد .
پس از مرگ و انتقال به عالم برزخ و اجتماع در آنجا و انتظار تا هنگام قيامت ، بىاشكال از