ليبتلى . مَحَصَ الشىءَ - از باب مَنَع - : از عيب پاك نمود او را . محَّص الشىءَ : پاك كرد آن را ، آزمايش كرد آن را .
تفسير :
مرگ همگانى و همه جايى
« ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعَاسَاً يَغْشَى طَآئِفَةً مِنكُمْ »
اين آيه اخبار است از حال مسلمين پس از جنگ احد آنگاه كه مشركان قريش پس از شكست مسلمين به قصد باز گشت به مكه از معركهء جنگ فاصله گرفتند ، و فراريان زَحف از مسلمانها نيز از هر سو با ندامت و شرمندگى و با كولهبارى از گناه ، عصر آن روز و يا شب بعد به سوى پيامبر روى آوردند . و چون احتمال مىرفت كه مشركان قريش دوباره به قصد ريشه كن كردن مسلمين بازگردند همهء آنان در محيط خاصى به دور شمع وجود پيامبر گرد آمده ، متمركز شدند . آن هنگام كه برههاى بس خطرناك بود نسيم رحمتى از جانب خداوند بوزيد و حالت آرامشى به صورت خوابى سبك مسلمانهاى راستين را فراگرفت ، و منافقان در حالت دلهره و اضطراب ماندند .
معناى آيه : سپس خداوند بر شما به دنبال آن اندوه عظيم ، حالت آرامشى به صورت خوابى سبك فروفرستاد كه گروهى از شما را ، يعنى غير منافقين را ، فرامىگرفت .
« وَ طَآئِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ »
يعنى : و گروهى فقط جانشان براى آنها اهميت داشت .
بىترديد آنها در فكر خود بودند كه چگونه از ورطهء هلاكت نجات يابند و از دشمن آسيبى به آنها نرسد ، نه در صحرا به سوى آنها حملهور شود و نه در مدينه به سراغ زندگى آنها بيايد ، و از اين رو نُعاس رحمت و آن چُرت آرامبخش آنها را فرا نگرفت .
« يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ »
يعنى : آنها دربارهء خداوند گمانى ناحق و نا به جا و گمان جاهليت مىبردند . بدين معنا كه خيال مىكردند سيرهء جاريه ، شاهدِ اين است كه حقانيت هر فرد يا گروه متخاصم ملازمه با پيروزى او دارد و هيچ گاه پيامبر مغلوب نمىشود و سپاه حق شكست نمىخورد و شكست هر طرف در نبرد ، علامت بطلان اوست ، پس شكست فىالجملهء مسلمين از علايم بطلان دعوت آنهاست .
« يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ الأَمْرِ مِنْ شَىْءٍ »