تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
فرشتگان حقّ كشتن نداشتند . معناى آيه : و خدا آن امداد غيبى فرشتگان را قرار نداد جز براى سرور و خوشحالى شما كه سپاهتان را انبوه و مقتدر ببينيد و براى اين‌كه دل‌هايتان به ديدن آنها آرامش يابد ، و پيروزى جز از جانب خدا نيست ، خدايى كه مقتدر و غالب و شكست‌ناپذير است و خدايى كه كارش در عالم تكوين و تشريع ، دقيق و متين و مطابق صلاح تام و حكمت عام است . « لِيَقْطَعَ طَرَفاً مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْ يَكْبِتَهُمْ فَيَنْقَلِبُوا خَآئِبِينَ لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَىْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظَالِمُونَ » « ليقطع » منصوب است به أنِ ناصبهء مقدّر و تعليل است براى « و لقد نصركم اللَّه ببدر » يا براى جملهء « و ما النصر الّا » و جمله‌هاى « أو يكبتهم » و « أو يتوب عليهم » و « أو يعذّبهم » هر سه عطف‌اند به « ليقطع » ، و كلمهء « أو » در سه مورد براى تنويع است نه ترديد ، و جملهء « ليس لك من الأمر شىء » معترضه است . معناى آيه : اى پيامبر ، روشى كه در غزوهء بدر اتّخاذ شد و آن پيروزى كه نصيبتان گرديد براى اين بود كه خدايت خواست دربارهء سپاه شرك ، چهار امر را اجرا نمايد و سرنوشت آنها را به چهار قسم رقم زند : يك - « ليقطع طرفاً » يعنى اجتماع لشكرشان را به هم زند و پاره‌اى از پيكر اجتماعشان را جدا كند ، هفتاد نفر از سرانشان كشته و هفتاد نفر اسير گردند . و اين مقدار در واقع اكثريت كيفى آنها بود كه جدا شد . دو - « أو يكبتهم » يعنى آنها را از تشكّل ساقط كرده بر زمين افكند تا مأيوسانه باز گردند ؛ و آنها بقيهء سپاه بودند . سه - « أو يتوب عليهم » يعنى به عدّه‌اى از آنها عطف توجه كند و توبه‌شان را بپذيرد ؛ و آنها كسانى بودند كه بعداً به تدريج ايمان آوردند . چهار - « أو يعذّبهم » يعنى در آينده به عذاب دنيوى و اخروى عذاب نمايد ، زيرا آنها ستمكارند ، و آنها كسانى بودند كه در حال كفر مردند . « لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَىْءٌ » يعنى : چيزى دربارهء اين جنگ از آنِ تو و در اختيار تو نيست .