در اين باره مىفرمايد : به ياد آوريد زمانى را كه دو گروه از شما مؤمنان - بنىسلمه از خزرج و بنىحارثه از اوس - قصد كردند كه عملًا ضعف و سستى نشان دهند ، و لكن خداوند سرپرست و ياور آنها بود ، يعنى به آنها كمك كرد تا از اين فكر منصرف شدند و عزم بر جهاد نهادند . و همهء مؤمنان بايد تنها بر خداوند توكل كنند .
جنگ بدر و همرزمى فرشتگان
نتيجهء اين جنگ ، شكست مسلمين و كشته شدن هفتاد تن از سربازان اسلام بود كه در رأس آنها حمزهء سيدالشهداء است و مجروح شدن خود پيامبر اسلام و عدهء زيادى از سپاهيانش . اين حادثه از سختترين اوقات در تاريخ زندگى مسلمين اوليه بود ، و در اين جنگ كه افروزندهء آتش آن ابوسفيان بود همسرش هند از شدت عداوت ، جگر حمزهء سيدالشهداء را به دندان گزيد و خون آن را مكيد .
وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ( 123 )
إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنينَ أَ لَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُنْزَلينَ ( 124 )
بَلى إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمينَ ( 125 )
لغت و اعراب :
بدر نام آبى است ميان مكه و مدينه و نام صاحب آن آب و نام آن محل . أذلّة : جمع ذليل از ذِلّ - به كسر - يعنى ناتوانى حالى و مالى حاصل از حوادث طبيعى ، و ذُلّ - به ضم - ناتوانى حاصل از غلبهء شخص ديگر . اذ تقول متعلّق به نصركم . فَور مصدر است به معناى غَلَيان و فوران . و فور يعنى فوريت .
و ممكن است در آيه به معناى فوريت و غَلَيان هر دو استعمال شود . سوَّمه : او را نشاندار كرد .
تفسير :
« وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنْتُمْ أَذِلَّةٌ »
آيات ششگانهء زير مربوط به جنگ بدر است كه پس از اشارهء اجمالى به جنگ احد ، اين آيات را در مقام امتنان و تسكين قلوب مسلمين و اشاره به يارى عجيب و بىسابقهء خدا دربارهء آنها بيان نموده است .