آنها به طور موقّت در تورات نازل شد با تصريح در آن كتاب به اينكه اينها در شريعت گذشته حلال بود و به سزاى طغيانهاى بنىاسرائيل نسخ شد و حرام گرديد ، نظير آنچه در آيهء 146 انعام آمده .
لكن علماى تورات در عصر نزول قرآن مدعى بودند كه آنچه تورات حرام كرده در شريعت نوح و ابراهيم نيز حرام بوده و تورات طبق آنها نازل شده است . و اين مطلب را به خاطر دو امر ، ادعا مىكردند : اول آن كه لازمهء اين كلام نسخ است و آنها معتقد به نسخ احكام نبودند . دوم آن كه اين مطلب سبب اثبات طغيان و عصيان آنها بود .
معناى آيه : همهء طعامها و خوراكىها براى بنىاسرائيل پيش از نزول تورات و از زمان نوح و ابراهيم حلال بود جز چند قسم معدود كه اسرائيل ، يعنى يعقوب ، آنها را به جهت نذر يا بيمارى بر خود حرام نموده بود ، مانند گوشت شتر و شير آن .
از اين آيه نتيجه گرفته مىشود كه :
اولًا همهء خوراكىها از قديم تا نزول تورات ، بالذات و به طبع اوّلىِ طيّبات ، براى بنىاسرائيل و همهء مردم حلال بود جز آنچه از زمان يعقوب به عنوان ثانوىِ نذر يا اضرار ، به طور موقّت بر خصوص او حرام شد .
ثانياً تعدادى از آنها با نزول تورات به عنوان نسخ موقت و براى كيفر بنىاسرائيل حرام شد . و از اين آيه زمان نسخ تحريم موقّت استفاده نمىشود ولى در آيهء پنجاه همين سوره گذشت كه حرمت آنها به واسطهء انجيل نسخ شد .
« قُلْ فَأْتُوا بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَآ إِن كُنْتُمْ صَادِقِينَ »
چون علماى تورات مسألهء حلّيّت سابق و نسخ لاحق را نپذيرفتند ، اين دستور آمد كه بگو : اى پيامبر اگر شما در دعوى قِدَم حرمت و عدم نسخ راستگوييد پس تورات را بياوريد و در مَرأى و منظر عموم بخوانيد . و طبق تواريخ آنها تورات را نياوردند و شكست خوردند و حجت بر آنها تمام شد .
« فَمَنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَأُوْلئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ »
يعنى : پس اگر كسانى پس از قيام برهان و تماميت حجت ، و ثبوت سبق حلّيت و عروض حرمت ، به خدا افترا بندند و بگويند در شرايع سابق نيز حرام بوده ، آنها هستند كه ستمكارند . زيرا هم ستم بر خود كردهاند كه دروغ گفتهاند ، و هم بر خدا كه افترا بستهاند ، و هم بر ملت كه گمراهشان كردهاند ، و هم بر احكام الهى كه تحريف نمودهاند .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 402
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٠٢