يعنى : از آن جمله مقام ابراهيم است كه سنگى است مخصوص به شكل مربع مستطيل ، و از جهان غيب در صحنهء شهود بدين منظور پديد آمد كه معمار خانه پس از بالا رفتن ديوار قدم روى آن بگذارد . آرى او چون قدم بر آن مىنهاد به موازات بالا رفتن ديوار بر ارتفاع آن سنگ نيز افزوده مىگشت و طبعاً وقت فراغت از كار كوتاه مىشد ، و چنين بود تا بناى خانه خاتمه يافت و اثرى هم از قدم شريف معمار خانه در آن سنگ براى هميشهء تاريخ باقى ماند .
« وَ مَن دَخَلَهُ كَانَ ءَامِناً »
يعنى : و هر كس داخل آن بيت شود در امان خواهد بود . يكى از آن نشانهها كه نشانهء تشريعى است اين است كه خداوند براى آنجا مصونيت و احترام و حرمت هتك و اهانت را تشريع نموده ، و اين تشريع مقدم بر تاريخ و توأم با سيرهء ملتهاست ، و جز به ندرت مورد نقض قرار نگرفته ، و نشانهء قدرت و تسلّط مشرّع آن است به شهادت ادامهء آن به مرور دهور .
« وَللَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ »
يعنى : خدا را بر عهدهء مردم است كه قصد آن خانه كنند ، يا اعمال خاصى را كه براى آنجا تشريع كرده به جا آورند . و مراد از قصد نيز انجام آن اعمال است ، پس مجموعهء اعمال حج حقّى است الهى بر عهدهء همهء مردم . و اين تعبير ، انشاء حكم تكليفى است در لباس حكم وضعى ، و تشريعى است عام كه در تمام شرايع گذشته بوده ، يعنى بر ساكنان كرهء خاكى در هر جا باشند واجب است براى انجام برنامهء معيّنى قصد آن خانه كنند .
و نشانه و علامت بودن اين قانون تأثير خاص آن است در انبوهى غيرمحصور از طايفهء بشرى از قديمالايّام تا امروز و حتى آيندهء ممتد تاريخ كه در روزهاى معدودى از جاىجاى اين كره در آن محل خاص حضور يابند و اعمالى را با آن حالت مخصوص شگفتانگيز و بهتآور انجام دهند كه جاذبهء معنوى آن حقيقتِ نهان از نظر ظاهرى و هويدا در اعماق دلها ، هر بيننده را جذب مىكند و عظمت و جلال خدا و حكمت و جمال او را براى وى متجلّى مىسازد كه بىاختيار مىگويد :
ألِغَيْرِكَ فِى الظُّهُورِ ما لَيْسَ لَكَ ؟ و مَتى غِبْتَ حَتّى تَحْتاجَ الى دَليلٍ يَدُلُّ عَلَيْكَ ؟ « 1 »
« مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا »
يعنى : مراد از « الناس » برخى از آنهاست و تكليف مزبور ، متعلّق به كسى است كه قدرت و توان
هامش
( 1 ) . « آيا غير تو را ظهورى هست كه تو را نيست ؟ كى غايب بودهاى تا محتاج دليلى باشى كه تو را نشان دهد ؟ » .