اين آيه در مورد امرى بس عظيم و بزرگ است و آن اينكه خداوند به هر پيامبر مرسل و اولواالعزم صاحب كتاب و شريعت كه اول آنها نوح پيامبر بود و به قوم او آمدن پيامبر بعدى را ابلاغ مىكرد و از او و قومش پيمان مؤكّد مىگرفت كه چون او مبعوث شود و پيامبران و كتابهاى آسمانى پيشين را تصديق نمايد حتماً او را بپذيريد و ايمان آوريد و او را در هر امرى يارى نماييد . و طبعاً اين پيام به همهء پيامبران الهى هر چند اولواالعزم نباشند نيز ابلاغ شده ، چه آن كه آنها مأمور پذيرش و عمل به كتاب و شريعت پيامبران اولواالعزم بودند ، پس اين پيمان از يكايك انبياء الهى نسبت به پيامبر بعدى گرفته شده است .
و از برخى روايات استفاده مىشود كه مراد از رسول مصدّق در اين آيه خصوص محمّد صلى الله عليه و آله پيامبر اسلام است و خدا از همهء پيامبران و امتشان پيمان مؤكّد گرفته كه در طول تاريخ حياتشان آنگاه كه محمّد صلى الله عليه و آله مبعوث گرديد به وى ايمان آورند ، هرچند ميان برخى از آنها و پيامبر اسلام تخلّل پيامبران ديگر نيز بوده است .
معناى آيه : به ياد آوريد هنگامى را كه خداوند پيمانى محكم از يكايك پيامبران گرفت كه چون به شما كتاب آسمانى و احكام شريعت و حقايق و معارف عقلى دادم ، سپس در طول تاريختان پيامبرى آمد و با دعوى رسالت و اظهار معجزه همهء آنچه را كه به شما دادهام تصديق نمود ، حتماً بايد به نبوت او ايمان آوريد ، و بايد او را يارى نماييد .
يعنى اين پيمان را از نوح و قوم او نسبت به ابراهيم ، و از ابراهيم و امت او دربارهء موسى ، و از موسى و قومش نسبت به عيسى و محمّد صلى الله عليه و آله هر دو ، و از عيسى و امتش دربارهء پيامبر اسلام اخذ نمود .
« قَالَ ءَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذلِكُمْ إِصْرِى »
يعنى نيز متذكر باش كه خدا در پى اخذ پيمان از هر پيامبرى به عنوان تأكيد به او و امتش گفت :
آيا اقرار كرديد وبراين مطلب پيشنهادى ، ميثاق مؤكّد مرا فراگرفتيد ؟ يعنى اقرار و اعتراف كنيد كه گرفتيم .
« قَالُوا أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَكُم مِنَ الشَّاهِدِينَ »
يعنى : يكايك آن پيامبران و امتشان كه مورد اين تكليف قرار گرفتند و پذيرا شدند گفتند : اقرار و اعتراف كرديم . خداوند دوباره به عنوان تأكيد معاهده و اتمام كامل حجت فرمود : پس گواه اين حادثه باشيد ، يعنى امروز تحمل شهادت ماوقع كنيد و فرداى رستاخيز آن را ادا نماييد ، و من هم با شما از شاهدان واقعه هستم .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 393
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٩٣