دوم آن كه نماز را برپا مىدارند ، يعنى هم خود به قيام و قعود مىپردازند و هم عائله و مجتمع كوچك و بزرگ مسلمين را امر به آن مىكنند . و مراد از نماز ، اعم از واجب و مستحب است . و نيز ذكر نماز در آيه به عنوان مثال و نمونه و انتخاب مهمترين فرد از واجبات بدنى است مانند روزه و جهاد و حج و امر به معروف و نهى از منكر و هر كار خير عملى .
« وَ مِمَّا رَزَقْنهُمْ يُنفِقُونَ »
سوم آن كه از آنچه روزىِ آنها كردهايم از مال و جان و جاه و اولاد ، در راه خدا انفاق مىكنند ، مانند اخراج حقوق واجبه و مستحبّه ، فدا كردن نفس در جهاد و غيره ، استفاده از مقام و جاه در قضاى حوايج مردم ، انجام كارهاى خدماتى ، تعليم علوم و فنون و اخلاق اسلامى و نظاير اينها .
« وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيْكَ »
چهارم آن كه آنها به آنچه بر تو فروفرستاده شده از كتاب كريم آسمانى و شريعت قويم اسلامى ، و علوم و معارف سماوى ايمان مىآورند .
« وَمَآ أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ »
پنجم آن كه به آنچه پيش از تو بر پيامبران گذشته فروفرستاده شده از كتابهاى آسمانى و شرايع مختلف نيز ايمان مىآورند و حاصل آن كه متّقين به يگانه دين الهى در طول تاريخ بشريت كه بر حسب مرور زمان و تبادل اقوام و ملل ، به صورت شرايع مختلف پنجگانه بر بشر فرود آمده و عرضه شده و ايمان بر هر يك ملازم با ايمان به ديگرى است ، ايمان مىآورند .
« وَ بِالأَخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ »
ششم آن كه به سراى آخرت و زنده شدن پس از مرگ يقين دارند . شكى نيست چنان كه گفتيم ايمان به آخرت و قيامت از مصاديق ايمان به غيب است ولى به خاطر اهميّت موضوع و نقش اساسى آن در سازندگى انسان ، جداگانه ذكر شده است ، از اين رو ما هم آن را يك صفت جداگانه به حساب آورديم .
بايد دانست كه در اين دو آيه به اصول سهگانهء دين و اركان دوگانهء فروع دين و واجبات بدنى و مالى اشاره شده است ؛ به توحيد با كلمهء « غيب » و به رسالت انبيا و كتابهايشان با عبارت « ما انزل اليك و ما انزل من قبلك » و به معاد با كلمهء « بالآخرة » و به اركان فروع با كلمهء « صلاة » و « انفاق » . و
تفسير روان (فارسى) — صفحة 35
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٥