لغت و اعراب :
انحرافات اهل كتاب و واكنش مسلمانان
وجه : صورت ، و كنايه از وجود انسان . و من اتَّبعن عطف است به فاعل أسلمتُ . امّى : بىسواد و درس ناخوانده . أأسلمتم استفهام بهمعناى امر است يعنى « أسلِموا » .
تفسير :
« فَإِنْ حَآجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِىَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ »
يعنى : اى پيامبر ، اگر اهل كتاب با تو دربارهء مفاد « انّ الدين عنداللَّه الاسلام » محاجّه و ستيزه كردند و منكر آن شدند كه دين حق همان شريعت توست ، بگو : من وجهم را تسليم خداكردم . يعنى با آنها به محاجّه و ستيزه برمخيز ، زيرا سخنان آنها بر پايهء عناد و تقليد است و دعوت تو را نخواهند پذيرفت ، بلكه بگو كه من تمام وجودم را تسليم خدا كردم ، يعنى اسلام را كه روحش تسليم است پذيرفتم و پيروان من نيز چنيناند .
« وَقُل لِلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتبَ وَالْأُمّيّينَ ءَأَسْلَمْتُمْ »
يعنى : به كسانى از يهود و نصارا كه كتاب تورات و انجيل به آنها داده شده خاصه به علماى آنها ، و به امّيّين يعنى مشركان و كفّار ديگر كه غالباً مانند كودكان مادرزاد بىسواد هستند بگو : آيا پس از شنيدن منطق رساى پيامبرتان و ديدن معجزهء عظيم قرآن ، اسلام آورديد ؟ يعنى اسلام بياوريد .
« فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا »
يعنى : پس اگر اسلام آوردند و نبوت و دين و قرآنت را پذيرفتند پس به يقين هدايت يافتهاند ، يعنى در مرحلهء اعتقاد ، به صراط مستقيم اسلام و در مرحلهء عمل ، به طريق صحيح عمل ره يافتهاند ،
« وَإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلغُ »
يعنى : و اگر روى برتافتند و دعوت تو را نپذيرفتند جز اين نيست كه آنچه برعهدهء توست رساندن دعوت و ابلاغ رسالت و اتمام حجت است و بس ؛ يعنى اجبار آنان بر اعتقاد قلبى از توان تو بيرون است و خدا هم در مورد دين چنين ارادهاى ندارد ؛ و جنگيدن و اجبار آنها به تسليم در برابر احكام اسلام از وظايف امامت است نه نبوت ، و هنوز وقت آن نرسيده ؛ و كيفر دادن دنيوى و اخروى به آنها از شئون ربوبيت خداست .
« وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ »