لغت و اعراب :
اصول عقايد اسلامى
المؤمنون مبتداى اول و كلٌّ مبتداى دوم ، آمن باللَّه خبر مبتداى دوم ، و مجموعاً خبر مبتداى اول است .
لانفرّق ، مقول قولِ مقدّر است ، يعنى « يقولون » يا « قائلين » . غفرانك به تقدير « نسألك » است .
تفسير :
« ءَامَنَ الرَّسُولُ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَبّهِ »
در اين آيه تصريح و گواهى است از جانب خداوند بر اينكه پيامبر اسلام خود به آنچه بهسوى او نازل شده اعتقاد و ايمان كامل دارد ، و اين امر يكى از كمالات پيامبران الهى و رمز موفقيت هر صاحب مكتب است . مىفرمايد : اين فرستادهء خدا ، خود به آنچه بهسوى او از جانب پروردگارش فرود آمده از وحى و قرآن و معارف ، ايمان دارد .
« وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ مَلَائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ »
يعنى : و مؤمنان نيز يكايك آنها به خدا و فرشتگان و كتابهاى آسمانى و فرستادگان او ايمان آوردهاند .
اين امور چهارگانه با امر پنجم كه در آخر آيه آمده ، اركان اسلام و اصول عقايد حقّه و پايههاى حقيقى دين و مذهب است ، و مسألهء عدل و صفات ديگر خداوند در توحيد ، و امامت در نبوت مندرج است .
اوّل - اين امور عبارت است از توحيد ، يعنى اعتقاد به وحدت ذات واجبالوجودِ مستجمع همهء صفات كمال ، و منزّه از هر عيب و نقص .
دوم - اعتقاد به خدمهء دربار الوهيت و كاركنان دستگاه ربوبيت و مجريان حقيقى فرامين الهى و پياده كنندگان ارادههاى حتمى او در شراشر جهان هستى ، به گونهاى كه بقا و حركت و سكون ذرّات عالم وجود بهوسيلهء اراده و عمل آنها تحقّق مىيابد و گويى در واقع ارادهء همهء آنها عين ارادةاللَّه است و ارادةاللَّه به شكل ارادهء آنها تمام عالم هستى را مىچرخاند ، و يا در حقيقت ، ارادههاى آنها نظير آلات و ابزار ارادهء واجبالوجود است . و از اين روست كه مىتوان گفت : آنها اراده دارند اما اختيار ندارند . لافَرْقَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَها الّا انَّهُمْ عِبادُكَ وَ خَلْقُكَ « 1 » .
هامش
( 1 ) . مفتاح الجنان ، ص 241 ، از همين مؤلف . .