« لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ »
دعاهاى قرآنى
« اكتساب » به لحاظ زيادى مبنا ( يعنى حروف بيشترى كه از « كسب » دارد ) دلالت بر كسبِ با سعى و كوشش دارد . و در آيه مراد از « ما كسبت » انجام عملهاى خير و از « ما اكتسبت » كسب اعمال شر است . و به لحاظ آن كه نفس انسانى ، مايل به محرّمات است و آن را با جدّ و كوشش انجام مىدهد « اكتسبت » استعمال شده . و حاصل آن است كه انسان هر عمل خيرى كسب كند خواه بهوسيلهء قلب ، مانند باورهاى واجب و مستحب ، و خواه بهوسيلهء بدن نظير واجبات و مستحبات بدنى ، به نفع خود اوست ، زيرا بىترديد در مقابل همهء آنها پاداش خير دنيوى و اخروى خواهد داشت . و هر چه كارهاى زشت انجام دهد ، چه فكرى مانند عقايد فاسده ، و چه بدنى مانند ارتكاب محرمات ، به ضرر دنيا و آخرت او خواهد بود .
« رَبَّنَا لَاتُؤَاخِذْنَآ إِن نَسِينَآ أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَآ إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا »
جمله به تقدير « قولوا » يا « يقولون » است . يعنى : بگوييد ، و يا مؤمنان چنين مىگويند :
پروردگارا ، اگر ما در مقام انجام وظايف چيزى را فراموش كرديم يا خطا و اشتباه نموديم و واجبى را از اين راه ترك نموده و حرامى را مرتكب شديم ما را مؤاخذه مكن و در دنيا و آخرت كيفر مده . و اى پروردگار ما ، كار سنگين و پرمشقّت برما تحميل مكن آنگونه كه بر پيشينيان تحميل نمودى .
مراد ، تكاليف شاقّى است كه خدا برعهدهء گذشتگان ، به ويژه يهود و بنىاسرائيل ، در نتيجهء گناهانشان گذاشته بود ، مانند لزوم بريدن موضع اصابت بول از بدن به جاى شستن يا قطع رابطهء ديگران با آدمى كه نجاستى به او رسيده ، منحصر بودن تطهير از نجس به آب ، وجوب پنجاه بار نماز در شبانه روز ، اشتراط نماز بهخواندن آن در معبد ، حرمت خوردن غذا در شب براى روزهدار پس از خوابيدن ، حرام شدن حلالى بر شخص به صدور حرامى از او ، نوشتهشدن گناه شبانهء هر شخصى بر سر درِ خانهاش در روز ، وجوب يك چهارم مال در زكات ، و غير اينها .
« رَبَّنَا وَلَا تُحَمّلْنَا مَا لَاطَاقَةَ لَنَا بِهِ »
يعنى : پروردگارا آنچه فوق توان و طاقت ماست بر ما تحميل مكن . مراد از « ما » ى موصوله تكليف نيست ، زيرا بىترديد خداوند بر هيچ مكلّفى بيش از طاقت او تحميل نمىكند ، چرا كه اين امر شرعاً ممنوع و عقلًا قبيح است و اين مطلب از مقام عدل و حكمت خداوند دور است كه به كسى دستور دهد مثلًا به گوش خود ببين ، به چشم خود بشنو ، جسمت در يك آن در دو مكان باشد ، يا