سوم - اعتقاد به كتب ، يعنى برنامههاى الهى كه در ملأ اعلى تحت ارادهء او براى زندگى سلسلهء بشر از آغاز تا پايان ، انشا و تنظيم گشته و بر طبق حالات و حركات تكوينى و تكامل مادى و معنوى آنها در طول عمر نوعشان طبقهبندى شده است . اين برنامه ، متكفّل هدايت آنها بهسوى حيات معنوى و زندگى مادى سعادتمندانه است و طبق صلاح اتمّ جسمى و روحى آنها ملحوظ گرديده و پيش از خلقتشان از علم ازلى الهى به صفحهء لوح محفوظ نزول يافته و مهيّاى طىّ مراحل بعدى به صورت وحى و كتابهاى آسمانى گرديده است .
چهارم - اعتقاد به سفراى وحى او ، يعنى عدهاى از نخبگان عالم بشريت كه از ميان آنها در طول تاريخ حيات دنيويشان ، از جانب خداوند انتخاب شدهاند تا برنامههاى تنظيم شدهء آنان را به تدريج از سوى مبدأ اعلى دريافت كنند و به آنان ابلاغ نمايند و در وقت مقتضى ، طبق ارادهء حق ، متصدى اجرا و پياده كردن آن نيز باشند ، و آنها پيامبران الهى و اوصياى معصومين آنها هستند .
پنجم - اعتقاد به روز جزا و صحنهء پاداش اعمال ، يعنى جهان عظيم و اصيل و ابدى ، و منتهىاليه حركتهاى تكوينى و تشريعى بشر و همهء ذوات ارواح ، و مركز تجمّع اولين و آخرين ، و حدّ يَقِفِ سير تكاملى و جريان مقدمى هر متحرك قابل تكامل ، و عالم حضور ابدى در محضر ربوبى و جايگاه وصل هر عاشق لقا و اتّصال پس از انفصال درازمدت .
رازى چو يكى قطره كه از بحر جدا شد * آمد به سبو ، باز بشد جانب دريا
آنجا ، در آغاز ، مقدمات و تشريفات ورود در مستقر رحمت يا عذاب دائم انجام مىيابد ، از قبيل دريافت صحيفهء اعمال و سرنوشت احوال ، و حضور در يگانه محكمهء تشكيل شده براى حلّ همهء اختلافات از همهء بنىنوع آدمى از آغازين فرد تا آخرين مصداق ، و فصل خصومتها به عدل و قسط ، و قضاوت خدا و پيامبران و معصومان ، و صدور حكم قطعى و اجراى بدون تأخير همه ، و خاتمه يافتن كار بشر پس از سالهاى نامتناهى . و به اين اصول پنجگانه در اين كتاب كريم در چند مورد اشاره شده ، مانند آيهء 177 همين سوره و آيهء 136 از سورهء نساء .
« لَا نُفَرّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِن رُّسُلِهِ »
يعنى : رسول و مؤمنان پيوسته مىگويند : ميان هيچيك از فرستادگان او از نوح مرسل عليه السلام گرفته تا محمّد مرسل صلى الله عليه و آله فرقى نمىگذاريم . يعنى در اينكه همه امين و صادقاند و از جانب يك مبدأ موجد هستى و براى يك هدف جامع و شامل آمدهاند و آن ابلاغ دين الهى به جامعهء بشرى و تربيت