مدت پيش از بعثت از زمان آدم ابوالبشر تا نوح نبى چقدر بوده ، روشن نيست . آن ايّام ، روزگار فَترت اوّليه و ازمنهء پيش از شريعت يا پيش از تكليف بود . و اين حال ادامه يافت تا نيروى عقلى بشر و سطح فكرى او بالا رفت واستعداد تحمّل تكاليف الهى و ورود در كلاس تربيت انسانى پيدا كرد ؛ اجتماع و تعاونش تمدن آورد و نيز اختلافاتش قابل قضاوت و داورى در محكمه شد ، چرا كه حلّ و فصل اختلاف غيرمكلّف را روال ديگرى است .
« وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتبَ بِالْحَقّ »
« كتاب » مطلق است و شامل همهء كتابهاى آسمانى است .
يعنى : و همراه پيامبران كتابهاى آسمانى فرو فرستاد كه انزال همه به حق بود ، يعنى بهجا و بر طبق حكمت و اقتضاى نظام اتمّ و اكمل خلقت بود ، چرا كه تنظيم آنها به منظور هدايت ، و محتواى احكام آسمانى متضمن مصالح عاليهء بشرى و برنامهء حيات طيّبهء دنيوى ، و علوم و حِكَم ضامن سعادت اخروى او بود ، و از اينرو آورندگان آنها داراى منصب تبشير و انذار شدند . و نام آنها كتاب بود ، زيرا همگى از اقدم زمان در لوح محفوظ الهى مكتوب و مندرج بود و در آيندهء تاريخ نيز بايد به دست بشر بر روى صفحات قراطيس مكتوب گردد تا مصون از زوال و نسيان باشد . پس آن حقايق و محتويات ، هم كتاب بالفعل بود و هم كتاب بالقوّه . و اين جمله در واقع به منزلهء توضيح « بعث اللَّه النبيّين مبشّرين و منذرين » است ، زيرا تبشير و انذار بدون نزول كتاب و عرضهء دينى كه محتواى آن است معنا ندارد .
« لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ »
فاعل « ليحكم » خدا يا كتاب يا هر يك از انبياست .
يعنى : كتابهايى كه بر پيامبران نازل شده هر چند هدف از آنها ابلاغ دين و تبشير و انذار است ، لكن يكى از اهداف مهمهء آن كه گويى هدف اصلى به شمار مىرود آن است كه خدا در طول تاريخ و ازمنهء سكونت بشر در دنيا دربارهء هر اختلافى كه ميان آنها پديد آمد - خواه اختلاف دنيوى يا اختلاف دينى كه هر دو لازمهء طبع بشر مجتمع و متمدن است - به وسيلهء آن كتابها داورى كند .
پس مراد از موصول « ما اختلفوا فيه » مطلق مورد اختلاف اعمّ از امور مادى و مقاصد دينى است ، زيرا دين و كتاب الهى است كه در تمام اختلافات دينى و دنيوى قضاوت مىكند .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 224
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٢٤