« وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ »
مرجع ضمير « فيه » « ما أتى به الأنبياء من الدين و الكتابِ » مفهوم از كلام است .
يعنى : اختلاف در دين و كتاب نشأت نيافت مگر از كسانىكه دين و كتاب بدانها عرضه شد و آنها دريافتند . و اين جمله ، استينافيه است و اشاره به اينكه منشأ اختلاف در امور مادى و دنيوى هر چند عموم مردم هستند ، و لكن منشأ اختلاف در دين و كتاب و عقايد و مسالك ، خصوصِ علما و دانشمندان قوماند ، زيرا آنها بودند كه از همان آغاز كه در مقابل انبيا قرار مىگرفتند ، مخالفت مىكردند و شكاف مىآفريدند يا مخالفت جائران و مترَفين را توجيه مىنمودند ، تا آن كه در ميان جوامع بشرى اختلافات اعتقادى و مذهبى عريق و مستمرّى پيدا شد و به مسالك و مذاهب گوناگونى منقسم شدند . و اختلافات رفته رفته زيادتر و شديدتر شد و منجر به نبردهاى خونين گرديد ، از اينرو در آيه پس از ذكر اختلاف مطلق ، به ذكر اين اختلاف و منشأ پيدايش آن پرداخته است .
« مِن بَعْدِ مَا جَآءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ »
جار و مجرور متعلّق به « ما اختلف فيه » است ، يعنى : عمل آنها و ايجاد اختلافشان در دين و كتاب پس از آن بود كه دلايل روشن و براهين قاطع از جانب خدا و انبياى او به آنها رسيد و حجت بر آنها تمام شد ، و علت اين اختلاف حسد و برترىطلبى و حبّ جاه و مال بود .
« فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ ءَامَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقّ بِإِذْنِهِ »
ضمير جمع « اختلفوا » راجع به « الذين اوتوه » است و « من الحق » بيان « ما » ى موصوله است ، و معنا اين است : پس خداوند كسانى را كه ايمان آوردند و دين و كتاب را پذيرا شدند به آن حقّى كه علماى قوم در آن اختلاف كرده و از آن منحرف شده بودند ، هدايت نمود . بدين معنا كه آنها را پس از ايمان و پذيرفتن اصل دين ، به عمل و مراحل تكامل بعدى ، به اذن تكوينى خود - يعنى به يارى و توفيق خويش - هدايت نمود .
« وَاللَّهُ يَهْدِى مَن يَشَآءُ إِلَى صِرَ طٍ مُسْتَقِيمٍ »
يعنى : و خداوند هر كه را بخواهد - پس از آن كه اصل دعوت را پذيرفت - به راهى راست در مراحل تعالى و كمال بعدى راهنمايى مىكند .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 225
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٢٥