تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
تفسير : « هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّآ أَن يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِى ظُلَلٍ مِنَ الْغَمَامِ » خطاب به پيامبر و ساير مخاطبين ، و سخن در بيان حال كفّار است . يعنى : آيا آنها جز اين انتظار دارند كه خداوند و فرشتگان در ميان سايبان‌هايى از ابر سفيد بيايند و كار آنها تمام شود ؟ يعنى : اين‌كه كفّار پس از آن همه دعوت و اتمام حجت ايمان نياوردند گويى منتظرند كه روز رستاخيز برپا شود و خدا و فرشتگان در ابرى سفيد كه در آغاز مظنّهء رحمت و به ناگاه مظهر غضب و عذاب باشد به آنان روى آورند . و مراد از آمدن خدا ، آمدن فرمان او يا احاطهء وجودى و توانى اوست به همان‌گونه كه در دنيا بود ، با اين تفاوت كه در آخرت توأم با غضب و عذاب است . و اما آمدن فرشتگان به لحاظ آن كه آنها در آخرت نيز همانند دنيا مجريان فرامين حق و مدبّرات امور و مقسّمات رحمت و غضب اند . و به طور كلى تمام جريانات و حوادث عالم هستى از به دو حدوث تا قيام رستاخيز و از آن روز تا ابدالآباد به دست فرشتگان الهى و ارادهء تامّه و نافذهء آنهاست ، اراده‌اى كه تابع ارادةاللَّه يا عين ارادة اللَّه است ، و از اين‌روست كه آنها اراده دارند و اختيار ندارند بلكه اختيار از آنِ خداست . « وَالْمَلَآئِكَةُ وَقُضِىَ الْأَمْرُ » يعنى : و چون چنين شد كار آنها همانند ساير اهل آتش در آن ساعت از نظر قضاوت به حق و تعيين كمّ و كيف اعمال و خفّت و ثقل و مقدار كيفر آنها تمام مىشود .

خدا جسم نيست

« وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ » جملهء استينافيه و بيان قاعده‌اى كلّى در كمال شمول و گستردگى است . يعنى : همهء كارها و حوادث جهان هستى و شراشر وقايع عالم وجود از ازل تا ابد در استمرار تاريخ دنيا و استقرار و ابديت آخرت ، سلسلهء علل و معلولات است كه منتهى به علّة العلل و ارادهء خداوند است ، پس او مرجع و منتهى است . بدان كه مقتضاى ادلّهء عقليهء تامّه و نقليهء وافره ، اين است كه خداوند جسم نيست و عروض حركت و انتقال و رفت و آمد و رؤيت به چشم ظاهرى و ساير عوارض جسم براى او محال است ، و آياتى كه از اين كتاب كريم دلالت بر عروض برخى عوارض جسم بر ذات اقدس او دارد مانند اين آيه و آيهء 22 فجر و 2 حشر و 26 نحل از آيات متشابه است و بايد بر وفق آيات محكم و اقتضاى