لغت و اعراب :
فى الحياة الدنيا متعلّق است به يعجبك يا به قوله . لَدَّ الرجلَ - از باب نَصَر - : دشمنى سرسخت كرد با او ، و ألدّ اسم تفضيل است يعنى شديدالخصومة . خصام مصدر است ، و يا جمع خصم . تولَّى : روى برگردانيد ، و يا رياست و سرپرستى نمود . اخذته : حملته ، يعنى وادار كرد او را . عزّة : قدرت ، نخوت ، تكبّر . مهاد : آرامگاه . شَرى - از باب ضَرَب - : فروخت و خريد ( ضد ) .
تفسير :
« وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِى الْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللَّهَ عَلَى مَا فِى قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ »
اين آيات چهارگانه ، انسان را از حيث كفر و ايمان و نفاق و اخلاص به دو قسم تقسيم مىكند :
منافقى كه در پنهان كردن نفاقش مىكوشد و عملًا به هر فساد و اتلاف جان و مال مردم دست مىيازد و چون پندش دهند از تكبّر به گناه ديگرى مىافتد ؛ و موحّد مخلصى كه جان خود را به بهاى رضاى خدايش فروخته است .
در اين باره مىفرمايد : و از مردم كس هست كه گفتارش در اين دنيا تو را خوش آيد - يعنى ظاهر كلامش فريبنده است ؛ از حقيقت و صدق سخن مىراند ، از باطل و دروغ نكوهش دارد ، اظهار ايمان و تقوا مىكند - و خدا را بر اينكه آنچه اظهار مىدارد مطابق مافىالضمير اوست گواه مىگيرد درحالى كه دشمنىِ سرسخت دارد و سرسختترين دشمنهاست .
و محتمل است معناى آيه اين باشد كه برخى از مردم دربارهء بىوفايى دنيا سخنان اعجابانگيز مىگويند و خدا را بر اينكه در دل محبت تو را دارند گواه مىگيرند درحالى كه سرسختترين دشمنان تواند .
« وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِى الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا »
يعنى : و چون اينگونه انسان از نزد تو بيرون رود و يا آن كه پس از تو ولايت و سرپرستى مردم را به دست گيرد - مانند خلفاى بنىاميّه و بنىعباس و همهء سلاطين جور و حكّام ستمگر دنيا - مىكوشد كه در روى زمين افساد كند ؛
« وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لَايُحِبُّ الْفَسَادَ »
يعنى : و سعى مىكند به وسيلهء ظلم به مردم و قتل نفوس آنان ، كِشت و زرعشان را تباه و
تفسير روان (فارسى) — صفحة 217
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢١٧