وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادي عَنّي فَإِنّي قَريبٌ أُجيبُ دَعْوَةَ الدّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجيبُوا لي وَ لْيُؤْمِنُوا بي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ ( 186 )
لغت :
استجابَه و استجاب له : جواب داد او را . يرشدون يعنى « يهتدون » .
تفسير :
شرط استجابت دعا
« وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِى عَنّى »
يعنى : اى پيامبر ، اگر بندگانم از تو دربارهء من بپرسند . . . ؛ ظاهر آيه اين است كه سؤال آنها از حدود و كيفيت نزديكى خداوند به خلق خود و شنيدن نداها و دعاهاى آنهاست ، نه از حقيقت ذات و كُنه الوهيت و ربوبيت و يا از ماهيت صفات ذات او ، زيرا اگر سؤال از اينها بود جواب اين بود كه فكر و انديشهء بشر كوچكتر و عاجزتر از آن است كه به كنه ذات و حقيقت وجود و ربوبيت و بلكه صفات او پى ببرد .
« فَإِنّى قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ »
به تقدير « فَقُل انّى قريب » يعنى : اى پيامبر به آنان بگو بىترديد من به آنها نزديكم ؛ يعنى به آنها از رگ اصلى گردنشان و به شراشر اجزاى عالم وجود كه آنها جزئى از آن درياى بىكرانند ، نزديكترم به قرب متساوىالنسبة و به معناى احاطهء وجودى و توانى و علمى . و بگو من دعاى هر دعوت كننده را آنگاه كه مرا بخواند اجابت مىكنم .
« فَلْيَسْتَجِيبُوا لِى وَلْيُؤْمِنُوا بِى لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ »
يعنى : پس آنان نيز بايد دعوت مرا اجابت نمايند - آنگاه كه آنها را به وسيلهء پيامبر و كتاب آسمانى بهسوى اذعان به توحيد و شئون آن و اعتقاد به رسالت و معاد و دين مىخوانم بپذيرند - و به من ايمان آورند ، يا ايمانشان را به واسطهء عمل محكم و استوار سازند ، باشد كه به مراحل كمال انسانيّت راه يابند .