تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
تفسير :

حلال و طيب آرى ، گام هاى شيطان نه

« يأَيُّهَا النَّاسُ كُلُواْ مِمَّا فِى الْأَرْضِ » خطاب ، متعلّق به تمام مردم است اعم از مرد و زن و مؤمن و كافر و اصناف ديگر انسان‌ها . يعنى : اى مردم از آنچه در اين زمين است بخوريد و تصرف نماييد . و مراد از « ما فى الأرض » خود زمين است و آنچه در داخل و خارج آن است مانند نباتات و حيوانات و انسان‌ها ، و اجزاى ممتاز آن كه از عنوان زمين بيرون است مثل معادن و سنگ‌هاى قيمتى و آب‌ها و هواهاى محيط آن ، كه آيه همه را دربرمىگيرد . و « اكل » از حيث ماده به معناى خوردن است و كثيرالاستعمال شده در تصرف و برخوردارى ، و از حيث هيئت « كُلُوا » دلالت بر اباحه دارد نه وجوب ، به قرينهء آن كه در مورد احتمال ممنوعيت ، استعمال شده ، زيرا عقلًا جاى توهّم اين هست كه همهء ما فى الأرض ، ملك خداست پس بشر را تصرف در آن نشايد ، خدا فرموده مانعى نيست ، مىتوانيد تصرّف كنيد . « حَللًا طَيّبًا » هر دو حال‌اند از « ما » ى موصوله و شرط حكم اباحه است . يعنى : حلّيت تصرف در آنچه در زمين است اوّلًا مشروط است به آن كه حلال باشد ، پس تصرّف در حرام حلّيت ندارد . ثانياً پاكيزه باشد ، پس تصرف در ناپاك يعنى خبيث ، حلال نيست . و اين قيد غالباً در خوراكى و نحو آن است . و بنابراين ، شىء حرام يعنى آنچه بر طبق شريعت هر عصرى مورد نهى است . و امور محرّم در اسلام زياد است ، لكن ممكن است همهء محرّمات شرع در تحت عناوين زير در آيد هرچند حصر حاصر نيست : « كلّ مغصوب حرام ، كلّ مسكر حرام ، كلّ مضرّ حرام ، كلّ نجس حرام ، كلّ خبيث حرام ، و كلّ ما ورد بحرمته نصٌّ خاصّ حرام » . و ممكن است مراد از اكل ، خصوصِ خوردن و آيه در مورد بيان خوراكىها باشد . « وَ لَاتَتَّبِعُوا خُطُوَ تِ الشَّيْطنِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ » يعنى : و هرگز از گام‌هاى شيطان پيروى مكنيد - يعنى تابع گفتار و وسوسهء او نشويد - زيرا او هر چه بگويد باطل و ضدّ كلام خدا و پيامبران و كتاب‌هاى آسمانى است و حقيقت اين است كه او براى شما دشمنى آشكار است . يعنى در نزد عاقلان و عالمان بابصيرت و مؤمنان صالح دشمن است هر چند در نزد مطيعانش دوست و همفكر و راهنما و سرپرست جلوه كند . « إِنَّمَا يَأْمُرُكُم بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشَآءِ وَ أَن تَقُولُواْ عَلَى اللَّهِ مَا لَاتَعْلَمُونَ »
تفسير روان (فارسى) — صفحة 179 | الشيخ علي المشكيني