« وَ اخْتِلفِ الَّيْلِ وَ النَّهَارِ »
يعنى : و در رفت و آمد و گردش شب و روز زمين و اين كرهء بىنور ، نيز نشانههاست كه چگونه از تابش نور كرهء منوّر ديگرى بر وى ، ظلّ مخروطى در طرف مقابل آن پديد مىآيد ، و به واسطهء حركت وضعىاش ظلّ حاصل ، بر خلاف حركت ذىظل ، سيرى نظير سرايت دارد « و اللَّيْلِ اذا يَسْرِ » [ فجر ، 4 ] و هرجا را آن ظل زير پر گيرد شب ، و هرجا از زير چترش بيرون رود روز است ، و اين دو امر همواره در تبادلاند ؛ و البته شب و روز اختصاص به اين كره ندارد بلكه در ميان جوّ غيرمتناهى ، هر كرهء بىنورى كه در مقابل كرهء منوّرى قرار گيرد - به شرط تحقّق حركت وضعى - در وى شب و روز پيدا مىشود .
« وَ الْفُلْكِ الَّتِى تَجْرِى فِى الْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ النَّاسَ »
يعنى : و نيز در كشتىهايى كه در دريا به نفع مردم جريان دارند نشانههاست .
زيرا هر چند كشتى ، آفريدهء بشر و در اختيار اوست ، لكن بذل استعداد فكرى براى بشر در كيفيت ساختن آن و اعطاى لوازم و ابزارهاى ساخت آن و به ويژه ايجاد آب دريا كه اعجب و اعظم پديدههاى جهان تكوين است ، و انبوه كردن و طبعى لطيف و نرم بخشيدن به آن كه كشتىها بتوانند سينهء آن را بشكافند ، از عجايب آيات اوست .
« وَ مَآ أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَآءِ مِن مَّآءٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا »
يعنى : و در آبى كه خداوند از آسمان فرو ريخته تا آن كه زمين را به وسيلهء آن پس از حالت مرگش زنده نموده است نشانههاست ؛ كه چگونه آنرا به شكلهاى مختلف باران و برف و تگرگ فرومىريزد و هر يك از آن اقسام را نيز به صور مختلف درمىآورد كه درك كيفيت صورتبندى آنها و توجه به مرحلهء كمّيت آنها كه گاهى طوفان نوح تشكيل مىدهد ، و چگونه به قطعات زمين تشنه ، به تقسيمات عادلانه بر حسب نيازها يا بر حسب استحقاق اعمال تقسيم مىشود « و يؤت كلّ ذىفضل فضله » [ هود ، 3 ] ، از قدرت و توان بشر خارج است .
« وَ بَثَّ فِيهَا مِن كُلّ دَآبَّةٍ »
يعنى : و در آنچه خداوند در روى زمين از جنبندهها پراكنده است نشانههاست ؛ كه چگونه انواع بىشمارى از جنبندهها را در دريا ، و اصنافى بىاندازه را در صحرا ، و اقسامى بىحدّ و حصر را در هوا و روى زمين و زير آن با اشكال مختلف و الوان متعدد آفريده كه تصوّر اقسام و كيفيت
تفسير روان (فارسى) — صفحة 174
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٧٤