« إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصبِرِينَ »
شهيدان زندهاند
يعنى : همانا خداوند همراه صابران است . يعنى همراهى در اعانت و يارى رسانى نه معيّت و همراهىاى كه در آيهء « و هُوَ مَعَكُم ايْنَما كُنْتُم » [ حديد ، 4 ] است كه آن معيّت و همراهى احاطى است ، زيرا خداوند بر همهء اشياء احاطهء وجودى و علمى دارد .
بدان كه صبر ، يكى از ملكات فاضلهء نفس و حالات صالحهء روح است ، كه گاه موهوبى و خدادادى است و گاه كسبى ؛ و حقيقت آن ، تسلّط انسان بر نفس خويش است به گونهاى كه بتواند آن را به راحتى از مشتهياتش منع كند و بر انجام مكروهاتش وادارد . از مزاياى اين صفت اين است كه بر حسب موارد ، لباسهاى فضيلت خاص مىپوشد و به اشكال مختلف در مىآيد . مثلًا اگر در موارد خوف جهاد و غيره در اختيار عقل قرار گيرد و نهراسد « شجاعت » مىشود ؛ و در موارد بذل مال ، اگر عادت به عدم امساك دارد « سخاوت » مىشود ؛ و در موارد شهوت ، اگر به راحتى تحفّظ نمايد « عفّت » مىشود ؛ و اگر در مقام انجام واجب و ترك حرام به راحتى آنها را رعايت كند « عدالت » مىشود . پس اين صفت ، بهترين ياور انسان در جهت اهداف اوست .
« وَ لَاتَقُولُواْ لِمَن يُقْتَلُ فِى سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَ تٌ بَلْ أَحْيَآءٌ »
يعنى : و هرگز به كسانى كه در راه خدا كشته مىشوند نگوييد مردهاند ، جسمشان بىروح گرديد و روحشان باطل شد ؛ بلكه آنها زندهاند . يعنى ارواحشان پس از انفصال از بدن ، در عالم برزخ استقلالًا و بدون حاجت به محل ، داراى حيات استقلالى است ، و يا با حلول در قالب مثالى - كه قالبى است شبيه اين بدن و رقيقتر از آن و غليظتر از روح - تا قيام رستاخيز از تمام شئون حيات جسمانى برخوردارند ، تا در نفخهء دوم صور دوباره به بدن دنيوى انتقال يابند .
« وَ لكِن لَّاتَشْعُرُونَ »
يعنى : و لكن شما درك دقيق نداريد . حواس ظاهرتان توان درك خود آنها و ذهن و فكرتان توان فهم حال آنها را ندارد .
تذكر :
ظاهر آيه اين است كه حيات پس از مرگ مختص به شهيدان است ؛ ولى چنين نيست بلكه ذكر آنها براى بيان فضيلت و رفعت مقام آنهاست ، و گرنه طبق آيات ديگر و روايات متواترِ فريقين ، ارواح