« لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ »
يعنى : يكى از علل اين حكم اين است كه مردم را بر شما حجتى نباشد ؛ مشركان نگويند : او ادّعاى پيروى ابراهيم را دارد و نمازش بر خلاف قبلهء اوست ؛ و اهل كتاب نگويند : محمّد صلى الله عليه و آله قبلهء ما را قبول دارد و دين ما را نمىپذيرد . يا نگويند : اگر محمد صلى الله عليه و آله آن پيامبر موعود بود نمازش بهسوى مسجدالحرام بود .
« إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِى »
يعنى : مگر كسانى از آنها كه به وسيلهء عناد و تكبر بر خويش ستم كردهاند ، كه آنها دست از احتجاج فاسدشان نخواهند كشيد ؛ پس از هيچ يك از آنان نترسيد و از من بترسيد .
بايد دانست كه تا اينجا از آيات گذشته ، سه علت براى تغيير قبله از بيتالمقدس به مسجدالحرام استفاده مىشود : اول - تعظيم پيامبر اسلام كه آرزو داشته قبلهء او و امتش قبلهء جدّش ابراهيم خليل عليه السلام باشد . از اين جهت نخست به خود او دستور توجه به مسجدالحرام را و سپس به همهء نمازگزاران در همهء مناطق روى زمين صادر نمود .
دوم - جريان سنّةاللَّه ، كه هر امتى را قبله و جهتى تعيين نمايد . از اين رو به پيامبر اسلام نيز دستور داد كه رو به مسجدالحرام كند و در هر سفر و در وطن ، خود اين قانون الهى را رعايت نمايد .
سوم - ابطال حجج و اباطيل يهود و مشركان چنان كه گذشت . از اين رو دستور داد كه خود هركجا باشى رو به مسجدالحرام كن . و خود و امتت هرجا باشيد رو به مسجدالحرام كنيد . پس دنبال هر علتى ، معلول كه حكم واحد كلى است ، تكرار شده است .
« وَ لِأُتِمَّ نِعْمَتِى عَلَيْكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ »
يعنى : و علّت ديگرِ دستور توجه به مسجدالحرام اين است كه مىخواهم نعمتم را بر شما تمام كنم و باشد كه هدايت يابيد .
اين تكرار در امر قبله و بيان حال فرد و گروه در سفر و حضر ، به لحاظ اهميت آن و سببيت آن براى امتياز اهل اين قبله ، و شعار بودنش براى مسلمين ، و مطلوبيت توجه به آن در همهء عبادتها ، و رعايت احترام آن در حالات ناروا ، و حساسيت رعايت آن در تذكيهء حيوانات و صيد آنها و در آخرين لحظات زندگى و آرميدن در قبر پس از زندگى است .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 161
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٦١