تفسير :
آزمون يهود در تغيير قبلهء مسلمين
« سَيَقُولُ السُّفَهَآءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَ لَّاهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِى كَانُواْ عَلَيْهَا »
پيامبر اسلام و يارانش از حين بعثت در مكهء معظّمه تا سيزده سال اقامت در آن و پس از هجرت به مدينه تا هفده ماه در آن ، نماز را بهسوى بيتالمقدس يعنى مسجدالاقصى مىخواندند ، و البته پيامبر اسلام در مكه براى حفظ احترام كعبه اگر در مسجدالحرام نماز مىخواندند كعبه را ميان خود و بيتالمقدس قرار مىدادند كه مواجه هر دو باشند . و پس از مدت مزبور در مدينه به درخواست پيامبر از سوى خداوند دستور آمد كه قبله را از بيتالمقدس به مكهء معظّمه تغيير دهند . اين دستور را جبرئيل در وقتى براى پيامبر آورد كه در مسجدى مشغول نماز جماعت بود ، در وسط نماز آيه را بر قلب پيامبر خواند و او را از حال استقبال بيتالمقدس بهسوى كعبه متوجه نمود ، مأمومين نيز طبق آن بهسوى كعبه برگشتند و در آن روز يك نماز بهسوى دو قبله خوانده شد ، و آن مسجد را « مسجد القبلتين » ناميدند . و پس از اين قضيه هر مسلمانى در هر جاى جزيرةالعرب بود موظف شد در نمازها و هر آنچه استقبال در آن مطلوب است مانند ذبح حيوان و دفن ميت و دعا و مناجات متوجه كعبه شود و در حال تخلّى هم حرمت آنجا را رعايت نمايد .
و چون اين حكم با كيان مذهب يهود و حتى نصارا مخالف بود و مهمترين افتخار يهود - يعنى توجه به بيتالمقدس - باطل مىگرديد ، براى آماده كردن افكار مسلمين و مقاومت در مقابل حملات فرهنگى اهل كتاب و منافقان و مشركان ، اين آيه نازل شد تا مسلمين را در هر جا باشند در مقابله با اهل كتاب وحدت و مقاومت بخشد و لذا فرمود : به زودى سفيهان و كم خردانِ از مردم كه همان ناآگاهان از دين و جاهلان متعصّباند خواهند گفت كه چه چيزى مسلمانها را از قبلهاى كه رو بهسوى آن مىكردند برگردانيد و متوجّه كعبه نمود ؟ درحالى كه آن قبله داراى قداست ذات و محل توجه پيامبران الهى و مورد استقبال آنان بود . و چون ملّت يهود نسخ در احكام شرع را باطل مىدانستند ، اشكال نسخ را نيز بر اين مورد منطبق مىديدند كه اگر توجه به بيتالمقدس خلاف مصلحت بود پس چرا از ابتدا تشريع شد و مدت مديدى مورد عمل قرار گرفت ، و اگر مصلحت بود پس چرا نسخ گرديد و خلاف آن تشريع شد ؟ !
« قُل لِّلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ يَهْدِى مَن يَشَآءُ إِلَى صِرَ طٍ مُّسْتَقِيمٍ »