« أم » متّصله و كلام در مقابل « أتحاجّون » است ، يعنى : آيا با ما دربارهء خدا محاجّه مىكنيد كه سخنتان باطل است ، يا آن كه مىگوييد كه ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط - يعنى از نوههاى يعقوب آنها كه به پيامبرى رسيدند - همه يهودى يا نصرانى بودند ؟ يعنى اگر اين را هم بگوييد كلامتان باطل است ، زيرا آورندهء تورات و كتاب و شريعتش ، و انجيل و كتاب و دينش به حسب زمان پس از ابراهيم بودند و او خود صاحب كتاب و شريعتى مستقل بوده ، پس چگونه مىتواند يهودى يا نصرانى باشد ؟ !
« قُلْ ءَأَنتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ »
يعنى به آنها بگو : آيا شما داناتريد يا خداوند ؟ اين سخن به عنوان توبيخ و استهزاى آنهاست .
« وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَتَمَ شَهدَةً عِندَهُ مِنَ اللَّهِ »
يعنى : و چه كسى ظالمتر است از آن كه شهادتى را كه از خدا در نزد اوست كتمان نمايد ؟
يهود و نصارا شهادت خدا را كه متحمّل شدهاند و در نزد آنهاست ادا نمىكنند و آن شهادت خدا در تورات و انجيل راجع به ابراهيم است كه مفاد آن را خدا در آيهء 67 آلعمران ذكر كرده كه ابراهيم يهودى و نصرانى نبود ، بلكه مسلمانى پاك نهاد و حقگرا بود « مَا كَانَ ابْرَاهِيمُ يَهُودِيّاً وَ لَانَصْرَانِيّاً وَلكِن كَانَ حَنيِفاً مُسْلِماً » . « وَ مَا اللَّهُ بِغفِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ »
محتمل است اين خطاب به همهء مردم باشد . يعنى : و هرگز خداوند در اين دنيا از اعمال باطنى و ظاهرى و عمل خير و شر شما غافل نيست و همه در علم ازلى الهى و در لوح محفوظ و صحايف اعمالتان ثابت و مندرج است .
« تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَ لَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَ لَاتُسَلُونَ عَمَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ »
تفسير آن در ذيل آيهء 134 كه نظير همين آيه است ذكر شده است .
سَيَقُولُ السُّفَهاءُ مِنَ النّاسِ ما وَلّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتي كانُوا عَلَيْها قُلْ لِلّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ يَهْدي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ ( 142 )
تفسير روان (فارسى) — صفحة 151
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٥١