مردم از يكى وارد و از ديگرى خارج شوند .
از روايات استفاده مىشود كه ابراهيم نيز نخستين بانى كعبه و نخستين زائر آن نبوده بلكه خداوند در زمان آدم ابرى به مقدار مساحت خانهء كعبه نازل نمود و بر زمين معيّنى سايهء مربعى افكند ، جبرئيل فرود آمد و به آدم گفت : محلّ سايه را از زمين خاكبردارى كن و براى خود و اولادت آنجا را خانهء عبادت بساز . آدم محدودهء سايه را بكَند ، پايهاى از دُرّ سفيد بيرون آمد و آدم كعبه را بر روى آن بنا نهاد ، و حجرالأسود را هم كه در آن زمان سفيد و نورانى بود از بهشت فرستادتا كعبه ساخته شد .
رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِنْ ذُرّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَ أَرِنا مَناسِكَنا وَ تُبْ عَلَيْنا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوّابُ الرَّحيمُ ( 128 )
لغت :
سَلِمَ : خالص و بىعيب شد ، و أسلم : تسليم و مُنقاد شد . نَسَكَ الرجلُ - از باب نَصَر : عبادت كرد .
مَنسك : عبادت و محل عبادت و زمان عبادت .
تفسير :
« رَبَّنَا وَ اجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ »
يعنى : و آنها مىگفتند : پروردگارا ، ما دو تن را تسليم و مُنقاد خود قرار ده . و به هر حال هاجر را در دعا شريك نكردند در حالى كه جزء آن خانواده بود ، و شايد در آن حال حاضر نبوده يا رحلت كرده بوده است .
« وَ مِن ذُرّيَّتِنَآ أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ »
يعنى : و از اولاد و دودمان ما نيز امت و گروهى را مخلص و مُنقاد خود گردان . مراد مسلمين اولادش تا زمان پيامبر اسلام است و پس از آن حضرت ، امت و پيروان مسلمان او تا قيامت ، منهاى آنان كه در علم ازلى الهى حكم كفر و شقاوت آنها گذشته است .
« وَ أَرِنَا مَنَاسِكَنَا »
يعنى : و پروردگارا ، مناسك حج ما را - يعنى برنامههاى عبادى خاص كه به نام اعمال حج و عمره ناميده مىشود از احرام و وقوف و اعمال مِنى و طواف و سعى و تقصير را به تعليم خود يا به
تفسير روان (فارسى) — صفحة 142
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٤٢