تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
وجود است يا از صحنهء دل . و ملك - به تثليث ميم - قدرت و استيلاى بر شىء است و غالباً مِلك - به كسر - به استيلاى بر اموال گفته مىشود و مستولى مالك است ، و مُلك - به ضم - به استيلاى بر نفوس ، و مستولى مَلِك است ، و استيلا در اين‌جا اعم از اعتبارى و تكوينى است . ولىّ : سرپرست ، دوست ، ناصر . تفسير :

تسلسل آيات و نشانه‌هابراى هدايت

« مَا نَنسَخْ مِنْ ءَايَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَآ أَوْ مِثْلِهَآ » اين آيه در مقام بيان ارادهء تكوينى خداوند و سيرهء جاريهء اوست دربارهء هدايت‌هاى دينى بشر و وسايط فيض معنوى او از ابتداى سكونت بشر در اين حيط خاكى تا آن‌گاه كه او بخواهد . و مراد از آيهء قابل نسخ و به نسيان سپردن ، اعم از آيات كتاب آسمانى و آيات تكوينى است ، و معناى آيه اين است : ما در مرحلهء هدايت بشر و ادارهء امور دينى و معنوى او ، هر آيهء مورد انتفاع او را از بين ببريم و از صفحهء وجود بشوييم و يا از صحنهء دل‌ها فراموش سازيم و پاك كنيم ، آيه و نشانه‌اى بهتر از آن يا همانند آن را به جاى آن مىآوريم ، خواه آيات و سور و كتاب‌هاى آسمانى باشد ، يا احكام دينى جامعه ، يا آيات تكوينى . و از اين روست كه خداوند در طول تاريخ پس از نسخ هر شريعتى ، شريعتى بهتر يا نظير آن و پس از نسخ هر كتاب آسمانى ، كتابى جامع‌تر يا مُماثل آن ، و پس از ميراندن هر پيامبرى ، پيامبرى بهتر يا نظير او يعنى در نبوت ، و پس از هر امام و حجتى امامى بهتر يا نظير او در امامت را به جامعهء بشرى عرضه داشته . و كلام در علما و هاديان راه حق و احكام خاصّهء يك شريعت نيز چنين است ، نظير تبديل حدّ زانيه از حبس ابد به اجراى حد ، و عدّهء وفات از يك سال به چهار ماه و ده روز ، و تبديل استقبال بيت‌المقدس به استقبال كعبهء معظّمه ، و حكم وجوب مقابلهء يك نفر مسلم در جهاد با ده نفر و حرمت فرار از آن به وجوب مقابله در برابر دو نفر ، وهكذا . « أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلّ شَىْءٍ قَدِيرٌ » يعنى : آيا ندانستى اى مخاطب كه خداوند بر همه چيز توانا است ؟ يعنى همان گونه كه خداوند در امور تكوينى جهان و حفظ سلسلهء موجودات بر تبديل فانى به باقىِ احسن و مماثل ، و تبديل قديم به جديدِ احسن و مماثل ، توانا و مقتدر است ، در مرحلهء تشريع نيز تواناست . « أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّموَ تِ وَ الْأَرْضِ »