تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطلاعات و تحقيقات در اسلام (فارسى) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
الحسين بن عليّ عليهما السلام أئتمنني على السيف الّذي قتله به ، لأديته إليه . يعنى : يونس بن عبد الرحمان مىگويد : از امام موسى بن جعفر عليه السلام درباره آيه « انّ اللَّه يامركم . . . » سؤال كردم ، آن حضرت فرمود : در اين آيه خداوند مخصوصاً ما - ائمه اهل بيت - را مورد خطاب قرار داده و به هر امام از ما دستور مىدهد كه ولايت را به امام بعد از خود بسپارد و به آن وصيت كند و اين دستور در ديگر امانت‌ها هم جارى مىشود چنان كه پدرم از پدرش براى من نقل كرد كه على بن الحسين عليه السلام به اصحابش فرمود بر شما باد اداى امانت اگر قاتل پدرم حسين عليه السلام شمشيرى را كه با آن پدرم را كشت پيش من امانت بگذارد آن را به موقع بر وى مسترد مىدارم . از احاديث ديگر استفاده مىشود كه اداى امانت در اسلام جزء حقوق انسان است يعنى خيانت در امانت جايز نيست حتى نسبت به كافر ؛ ذيلًا به دو روايت در اين باره اكتفا مىكنيم : 1 - ثلاث يؤدّين الى البرّ و الفاجر : الرّحم يوصل برّةً كانت أو فاجرةً و الأمانة تؤدّيها الى البرّ و الفاجر و العهد يوفّى به البرّ و الفاجر . « 1 » يعنى : سه چيز است كه درباره همه مردم از خوب و بد بايد رعايت شود : صله رحم رعايت مىشود اعم از اينكه رحم ، آدم پاك و خوبى باشد يا بد و فاسق ؛ امانت به صاحبش ردّ مىشود اعم از اينكه آدم خوبى باشد يا بد ؛ به عهد و پيمان وفا مىشود اعم از اينكه طرف ، خوب باشد يا بد . 2 - أدّ الأمانة و لو إلى قاتل الحسين بن علىٍّ عليهماالسلام . « 2 » يعنى : امانت را به صاحب آن ردّ كن اگرچه قاتل حسين بن على عليه السلام باشد . صاحب امانت از يك طرف خداوند تبارك و تعالى است ، چون حكومت ، حكومت خدا بر مردم بوده و مسؤولين ، اين حكومت را از باب امانتدارى به عهده گرفته‌اند و از يك جهت صاحب امانت مردم و مسلمانان هستند ؛ زيرا مسؤولين ، ايجاد امنيت و حقوق و نظم اجتماعى و قضاوت ميان مردم و رسيدگى به ضعفا و بيچارگان اجتماع مردم مسلمان را به عهده دارند . پس اگر مسؤولين رده بالا يا پايين عمداً خيانت ورزند يا مسامحه و تقصير كنند تا بر
هامش
( 1 ) - ابن ابى شيبة ، ج 12 ، ص 298 ، 299 ؛ كنزالعمال ، ج 21 ، ص 18 ؛ بحار ، ج 75 ، ص 115 . ( 2 ) - بحار ، ج 75 ، ص 113 . روايات در باب امانت زياد است رجوع شود به بحار ، ج 75 ، ص 113 تا 117 ؛ وسائل ، ج 8 ، ص 398 .
اطلاعات و تحقيقات در اسلام (فارسى) — صفحة 47 | علي الأحمدي الميانجي