مقصود از اين آيه ، اولياى امور مسلمين مىباشند و اين قول از « زيدبن اسلم » و « شهر بن حوثب » و « مكحول » و « ابن عباس » نقل شده است . « 1 » و على - رضى اللَّه عنه - سخنى فرموده و واقع را بدين نحو بيان كرده است :
حقٌّ على الأَمام أن يحكم بما أنزل اللَّه و أن يؤدِّي الأمانة و إذا فعل ذلك فحقٌّ على النّاس أن يسمعوا و أن يطيعوا و أن يجيبوا إذا دعوا .
يعنى : بر امام واجب است مطابق با « ما انزل اللَّه » حكم كرده و امانت را به اهلش ردّ كند وقتى كه چنين كرد براى مردم واجب است به فرمان او گوش فرا داده و از وى اطاعت كنند و وقتى براى كارى دعوت مىكند دعوت او را اجابت كنند .
طبرى در ادامه ، مىافزايد :
بهترين اقوال نزد من قول كسى است كه قائل شده بر اينكه مراد از آيه ، مسؤولين امر ( ولاة مسلمين ) هستند ، خدا آنها را مخاطب قرار داده و امر كرده كه امانت را به آن كسانى كه ولىّ آنها هستند ، واگذار كنند . اوليايى كه در فيئى و ساير حقوق و چيزها امين قرار داده شدهاند تا در امور مردم با عدالت حكم كرده و اموال را ميان آنها با عدالت قسمت كنند . « 2 »
علاوه بر روايتى كه طبرى از اميرالمؤمنين عليه السلام نقل كرده ، احاديث ديگرى نيز در تفسير آيه وارد شده است ؛ از جمله :
1 - فَرَضَ اللَّهُ الايمانَ تَطْهيراً مِنَ الشِّرْكِ . . . وَ الأمانَةَ نِظاماً لِلُامَّةِ وَ الطّاعَةَ تَعْظيماً لِلإِمامَةِ . « 3 »
يعنى : خداوند تعالى ايمان را براى تطهير از شرك . . . و امانات را براى نظام امت و طاعت ( امام ) را براى تعظيم مقام امامت واجب كرد .
ابن ابى الحديد « 4 » لفظ خبر را به همين نحو نقل كرده ولى در شرح گفته : « و فرضت الامامة نظاماً للأمة » سپس توضيح داده و امانات را ، امامت معنى كرده است و همچنين ابن ميثم در شرح نهج البلاغه ، ج 5 ، ص 367 .
2 - در تفسير برهان ، ج 1 ، ص 379 - 380 روايات بسيارى از ائمه اهل بيت عليهم السلام نقل كرده و مفاد آنها اين است كه مراد از « امانات » امامت است و خداوند عزوجل واجب كرده بر امام قبلى كه ولايت را به امام پس از خود تسليم نمايد و مواريث امامت را نيز
هامش
( 1 ) - رجوع شود به تفسير طبرى ، ج 5 ، ص 92 ؛ الدّر المنثور ، ج 1 ، ص 175 ؛ فخر رازى ، ج 10 ، ص 138 ، 139 ؛ تبيان ، ج 2 ، ص 234 ؛ مجمع البيان ، ط اسلاميه ، ج 3 ، ص 63 ؛ تفسير قرطبى ، ج 5 ، ص 255 ، 256 .
( 2 ) - تفسير طبرى ، ج 5 ، ص 92 .
( 3 ) - نهج البلاغه صبحى ، حكمت 252 .
( 4 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 19 ، ص 90 .