بطمْرَيْهِ وَ مِنْ طُعمهِ بِقُرْصَيْهِ . « 1 »
يعنى : آگاه باش كه هر پيرو و مقلدى را پيشوايى است كه از او تبعيت كرده و از نور دانش او روشنى مىجويد و بدان كه پيشواى شما از دنياى خود به دو لباس كهنه و از خوراكش به دو قرص نان اكتفا كرده است .
. . . وَيْحَك إنّى لَسْتُ كانْتَ انّ اللَّه تَعالى فَرَضَ عَلى ائِمَّةِ الْعَدلِ انْ يُقَدِّروُا انْفُسَهُمْ بِضَعَفَةِ النّاسِ كَيْلا يَتَهيَّج اللّغة بِالْفَقيرِ فَقْرَهُ . « 2 »
يعنى : واى بر تو ، من مثل تو نيستم . خداوند بر امامان عادل واجب فرموده خود را با ضعيفترين مردم بسنجند تا فقر باعث شورش فقيران نشود .
و در بصره بعد از جنگ جمل فرمود :
. . . ماتَنْقِموُنَ عَلَىَّ يا أَهْلَ البَصْرَةِ و أشار الى قَميصِهِ وَ رَدائِه فَقالَ وَاللَّهِ إنَّهُما لَمِنْ غَزْلِ أهلى ما تَنْقِموُنَ مِنّي يا اهْلَ الْبَصْرَةِ ؟ وَ اشارَ الى صُرَّةٍ في يَدِهِ فيها نَفَقَتُهُ فَقالَ : وَ اللَّهِ ما هِيَ إلّا مِنْ غلَّتي بِالْمَدينَةِ فَإِنْ انَا خَرَجْتُ مِنْ عِنْدِكُمْ بِأكثَرَ مِمّا تَروْنَ فَانَا عِنْدَاللَّهِ مِنَ الْخائنين . « 3 »
يعنى : اى اهل بصره چه خردهاى بر من مىگيريد و آنگاه به پيراهن و بالاپوشش اشاره فرموده و گفت : به خدا اينها از بافت خانواده من است - يعنى از مال خود تهيه كردهام نه از بيت المال - پس با دستش بر هميانى كه همراه داشت اشاره فرموده و گفت : به خدا - نانى كه در آن دارم - از غلّه خودم در مدينه آماده شده اگر من هنگامى كه از پيش شما مىروم بيشتر از آنچه به شما نشان دادم مال داشتم آن وقت از خيانتكاران خواهم بود .
امام صادق عليه السلام به عمرو بن شمر فرمود :
. . . و لو كان الّذي تقول لم يكن الّا اكل الجشب و لبس الخشن مثل اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب - عليه السلام و الّا فمعالجة الاغلال فى النّار . « 4 »
يعنى : اگر چنان باشد كه تو مىگويى - و حكومت در دست من باشد - زندگى به غير از خوردن غذاى ساده و لباس زبر همانند زندگى اميرالمؤمنين عليه السلام نخواهد بود . كسانى كه غير از اين روش در پيش گيرند بايد در آتش با غل و زنجير گلاويز شوند .
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه فيض ، ص 966 ، نامهاى كه براى ابن حنيف نوشته شده است . ( نامه 45 )
( 2 ) - نهج البلاغهء فيض ، خطبه 20 ؛ شرح خوئى ، ج 13 ، ص 131 ، 132 به نقل از كافى ؛ بهج الصباغه ، ج 12 ، ص 94 از ابن ابى الحديد و ص 95 از عقد الفريد و سبط ابن الجوزى و اصول كافى ؛ بحار ، ج 40 ، ص 337 ؛ تذكرة الخواص ، ص 110 ، 111 .
( 3 ) - الجمل ، ص 224 ؛ و در ط چاپ كنگره شيخ مفيد ، ج 1 ، ص 422 .
( 4 ) - بحار ، ج 52 ، ص 360 . مستدرك ، ج 3 ، ص 275 .