تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطلاعات و تحقيقات در اسلام (فارسى) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
كرد ، همين مقدار در محكوم بودن او كافى است و گواه ديگر لازم نيست ، اين كارمند را عقوبت بدنى كن و اموالى را كه به خيانت برده ، بگير و در ميان مردم او را خائن معرفى كرده و طوق بدنامى را لجام گردنش كن . همانطورى كه ملاحظه مىشود در اين عهدنامه ، اميرالمؤمنين عليه السلام به مالك اشتر دستور ايجاد تشكيلات اطلاعاتى ، براى مراقبت از كارمندان خود مىدهد . اميرالمؤمنين عليه السلام به عامل خود ابىّ بن كعب نوشت : امّا بَعْدُ فَاسْتَخْلِفْ عَلى عَمَلِكَ وَ اخْرُجْ في طائِفَةٍ مِنْ أَصْحابِكَ حَتّى تَمُرَّ بِأَرْضِ كُورَةِ السَّوادِ فَتَسْأَلْ عَنْ عُمّالي وَ تَنْظُرْ في سيرَتِهِمْ . . . « 1 » يعنى : جانشينى براى انجام دادن كارهايت بگمار و همراه عده‌اى از يارانت از شهر خارج شو و در نواحى روستانشين از محل كارمندان و مأموران من سؤال و بررسى كن و از روش كارى آنان بازرسى نما . ابوالاسود از بصره گزارش كرد كه ابن عباس فرماندار بصره از بيت المال اختلاس كرده است على عليه السلام در جواب گزارشگر و مأمور اطلاعاتى خود ، چنين نوشت : فَمِثْلُكَ نَصَحَ الإِمامَ وَ الْامَّةَ وَ أَدّىَ الأمانَةَ وَ دَلَّ عَلَى الحَقِّ . . . فَلا تَدَعْ إعْلامي بِما يَكونُ بِحَضْرَتِكَ مِمّا لِلْا مَّةِ فيهِ صَلاحٌ فَإِنَّكَ بِذلِكَ جَديرٌ وَ هُوَ واجِبٌ عَلَيْكَ . « 2 » يعنى : افرادى مثل تو شايستهء خيرخواهى براى فرماندار و مردم ، و لايق اداى امانت ( الهى ) و راهنمايى به صراط مستقيم حق است . . . بنابراين از گزارش مطالبى كه اتفاق مىافتد و صلاح امت ، در اطلاع پيدا كردن من از آنهاست ، فروگذار مكن چه آنكه اين كار بر تو واجب است و تو شايسته آنى . نظاير اين مدارك زياد است و ما انشاء اللَّه تعالى در فصل سوم دربارهء آن بحث مفصلى خواهيم كرد . 15 - در مورد اهل ريب - كه بايد ولىّ مسلمين مراقب حركات آنها باشد مطالبى پيشتر گفته شد . « 3 »
هامش
( 1 ) - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 180 ، 185 ؛ نهج السعادة ، ج 5 ، ص 35 و ج 4 ، ص 138 ؛ الجمهرة ، ج 1 ، ص 603 ؛ عن الخراج ، ص 141 . ( 2 ) - رجوع شود به جمهرة ، ج 1 ، ص 587 ، 588 ؛ نهج السعادة ، ج 5 ، ص 324 به نقل از طبرى و عقدالفريد و ابن اعثم ؛ انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 81 - 170 ؛ عقدالفريد ، ج 4 ، ص 354 ؛ فتوح ابن اعثم ، ج 4 ، ص 74 ؛ البداية والنهاية ، ج 7 ، ص 323 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 194 ؛ تذكره ابن الجوزى ، ص 168 ، 170 . ( 3 ) - رك : همين كتاب ، و نيز وسائل ، ج 11 ، ص 44 ؛ ميزان الحكمة ، ج 3 ، ص 45 ؛ تهذيب تاريخ ابن عساكر ، ج 6 ، ص 382 .