تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطلاعات و تحقيقات در اسلام (فارسى) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
تَحسّس : اسْتمَع حديث الْقومِ وَ طَلَبُ خَبَرِهِمْ فِي الْخَير . . . و بالجيم في الشّر . « 1 » تحسّس كرد يعنى به گفتار مردم گوش داد تا اخبار سرّى آنها را به دست آورد ( اگر نيّت خير داشته باشد ) . و تجسّس گويند در صورتى كه نيّت شر داشته باشد . والتجسّس با لجيم : الْتَفْتيشُ عَنْ بَواطِنِ الْا مُورِ وَ اكْثُر ما يُقالُ فِي الشِّرِ و الجاسُوسُ صاحِبُ سِرِّ الشرِّ . « 2 » وَ قالْ بَعْضُ النّاس : التجسّس بالجيم في الشرِّ و بالحاء فى الخير . « 3 » يعنى : تجسّس ( با جيم ) تفتيش كردن از باطن كارهاست و غالباً در امور شر استعمال مىشود و جاسوس كسى را گويند كه اسرار ناگفتنى ديگران را در اختيار داشته باشد و بعضى هم گفته‌اند « تحسس » تفحص كردن از اسرار مردم است ، در صورتى كه شخص نيت خير داشته باشد و در صورتى كه نيت شرى در كار باشد ، « تجسس » گويند . گرچه جمعى هم فرقهاى ديگرى گفته‌اند كه قبلًا اشاره كرديم . خلاصه اينكه : « تجسّس » را ولو به حكم غلبهء استعمال ، مخصوص شرّ و « تحسّس » را مخصوص خير دانسته‌اند . در روح البيان نقل كرده كه در كتاب « نصاب الاحتساب » آمده : وَ يَجوُزُ لِلْمُحتَسِب أنْ يَتَفَحَّصَ عَنْ احْوالِ السُّوقيّةٍ مِنْ غَيْرِ أنْ يُخْبِرَهُ احَدٌ بِخيانَتِهِمْ فَإِن قيلَ : يَنْبَغي أنْ لايَجُوزَ لِأنُه تَجسّسٌ مَنْهىٌ ، فَنَقُولُ : التَجْسّس طَلَبُ الْخَبَر لِلشَّرٍ وَالْأذى وَ طَلبُ الْخَبَرْ لِلْا مْرِ بِالمَعْروُف وَالنَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَر لَيْسَ كَذلِكَ فَلا يَدْخُلْ تَحْتِ النهي . « 4 » يعنى : براى محتسب ، بدون اينكه كسى گزارشى داده باشد ، جايز است از وضع و احوال بازاريان تفتيش كند ، و اگر گفته شود : ممكن نيست تفحص جايز باشد ؛ زيرا تجسس است و از آن نهى شده ، در جواب مىگوييم : تجسّس آن است كه براى ايجاد شر و اذيّت مردم خبرى را به دست آورند ، و خبرى را كه براى امر به معروف و نهى از منكر تحصيل مىكنند شرّ نيست ، پس داخل در مورد نهى نخواهد بود . سياق آيهء شريفه نيز اين ادّعا را تأييد مىكند ؛ زيرا در آيهء قبل چند حكم را بيان كرده و فرموده است :
هامش
( 1 ) - همان ، ص 191 . ( 2 ) - لسان العرب ، ماده جسس و حسس . ( 3 ) - تفسير ثعالبى ، ج 4 ، ص 190 ؛ مجمع البيان ، ج 9 ، ص 137 ؛ تفسير نيشابورى ، ج 26 ، ص . . . ، حاشيه طبرى . ( 4 ) - تفسير ابن كثير ، ج 4 ، ص 213 ؛ مرحوم نراقى در جامع السعادات عبارتش به اين قول نزديك است .