مسؤوليت ، بسيار خطير و پرآفت است و از عهده هر كسى بر نمىآيد و علتش هم روشن است ؛ زيرا عريف در كارهاى مردم دخالت مىكند ، و اسرار آنها را به دست مىآورد تا به خليفه يا به رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم برساند ، قهراً كوچكترين خلاف ، يا تضييع حق حكومت خواهد بود و يا تضييع حقوق مردم و . . .
18 - مَنْ جاءَ نا يَلْتَمِسُ الْفِقْهَ وَالْقُرْآنَ وَ الْتَفسيرَ فَدَعَوْهُ وَ مَنْ جاءَ نا يُبْدِى ءُ عَوْرَةً قَدْ سَتَرَهَا اللَّهُ فنحُوهُ . « 1 »
يعنى : هر كسى نزد ما بيايد براى ياد گرفتن فقه و قرآن و تفسير پس او را راه بدهيد و بپذيريد ، و هركس بيايد ، و بخواهد عيب كسى را آشكار سازد پس او را دور سازيد .
19 - . . . فَإنَّكَ إن اتَّبَعْتَ عُوراتِ النّاسِ افْسَدْتَهُمْ اوْ كِدْتَ انْ تُفْسِدَهُمْ . « 2 »
يعنى : . . . زيرا اگر دنبال عيوب مردم باشى آنان را فاسد كردهاى و يا احتمال دارد كه فاسدشان كنى .
20 - . . . انَّ الْاميرَ اذَا ابْتَغىَ الْرِيْبَةَ في النّاسِ أَفْسَدَهُمْ . « 3 »
يعنى : . . . امير اگر كارها و رفتار مشكوك مردم را دنبال نمايد آنها را فاسد مىكند .
21 - انّي لَاعْرِفُ قُوماً يَضْربُونَ فى صُدوُرِهِمْ حُزْناً يَسْمَعُهُ اهْلُ النّارِ وَ هُمُ الْهَمّازوُنَ الْلُمّازُونَ الَّذينَ يَلْتَمِسُونَ عُوراتِ الْمُسْلِمينَ وَ يَهْتِكوُنْ سُتُورَهُمْ وَ يَشيعُونَ عَلَيْهِمْ مِنَ الْفَواحِشْ ما نُسِيَ عَلَيْهِمْ . « 4 »
يعنى : گروهى را مىشناسم كه از شدّت حزن و اندوه به سينههاى خود مىزنند به طورى كه اهل آتش ( ساكنان دوزخ ) صداى آن را مىشنوند ، آنان اشخاصى بودند كه اهل همزولمز بودند ( يعنى ) كسانى كه دنبال عيوب و اسرار مردم مىرفتند ، و آبروى مردم را مىريختند و كارهاى بد مردم را كه از ياد رفته بود فاش و آشكار مىساختند .
همز : بدگويى و غيبت از مردم و عيوب آنان را گفتن .
لمز ؛ عيب مردم را در حضورش گفتن . « 5 »
هامش
( 1 ) - بحار ، ج 78 ، ص 64 .
( 2 ) - تفسير قرطبى ، ج 16 ، ص 333 .
( 3 ) - همان .
( 4 ) - مسالك الافهام كاظمى ، ج 2 ، ص 415 .
( 5 ) - نهايه ، ج 4 و 5 در مادهء همز و لمز ، لسان العرب ، ج 5 ؛ رجوع شود به مجمع البيان ، ط اسلاميه ، ج 5 ، ص 537 ؛ تبيان ط نجف ، ج 10 ، ص 406 ؛ طبرى ، ج 30 ، ص 188 ، 189 ؛ الميزان ، ج 20 ، ص 505 ؛ كشاف ، ج 4 ، ص 795 ؛ بيضاوى .
در معناى همز و لمز آراء مختلف است كه آيا هر دو به يك معناست يا فرق دارند و فرق آن دو در چيست ؟ و ليكن اين اختلاف در استدلال مؤثر نيست ؛ زيرا خود روايت لفظ را تفسير نموده و افشاگران را مشمول حديث كرده است .