بلكه نظارت او بر اصناف ، براى وفور اجناس و حفظ امانت و عرضهء اجناس خوب بود ، و از كمبود و خيانت و عرضه اجناس خراب و فاسد از طرف اصناف جلوگيرى مىكرد . « 1 »
نظارت محتسب براى اطلاع از وفور و كمبود اجناس بود ، تا سودجوها بازار سياه ايجاد نكنند و در امانت امين باشند و در يك جمله : محتسب جلو سودجويىها و احتكارها را مىگرفت .
و ليكن رفته رفته مراقبت محتسب زياد شد ، و دخالت دولت به حدّى رسيد كه عزل و نصب رؤساى اصناف در اختيار دولت در آمد . « 2 » همچنانكه دولت عامل سختگيرى و ايجاد مشكلات بر اصناف نيز شد و كار به جايى رسيد كه اصناف كاملًا تحت نظر دولت قرار گرفته و بازار از حالت محلّ شغل آزاد و مردمى درآمده و به صورت مؤسسهاى در اختيار دولت درآمد .
خلاصه اينكه ادارهء حسبه ، كه براى جلوگيرى از فساد و تجاوز مردم به همديگر و براى اجراى احكام اسلام و تضمين عدل به وجود آمده بود و بايستى جلو اجحاف و ظلم و ستم مردم نسبت به همديگر را بگيرد ، بعداً آلت دست دولتهاى ظالم و جائر شد و در راه حفظ مصالح ظلمه و جلوگيرى از آزاديهاى مشروع و بلكه جلوگيرى از امر به معروف و نهى از منكر ، به كار گرفته شد .
ولى اگر مسلمانان به مفاد آيهء شريفهء وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أَمَّةُ يَدْعُونَ الىَ الْخيْرِ وَ يَأْمُروُنَ بِالْمَعْروُفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ « 3 » عمل مىكردند و تشكيل اين دايره از طرف هيأت حاكمهء مردمى صورت مىگرفت ، يعنى اگر مسلمانان متعهد و معتقد و عادل و عالم ، سركار مىآمدند و امت اسلامى نيز آنها را تأييد و يارى مىنمودند و محتسب هم قهراً از طرف اين هيأت صالحه تعيين مىشد و شرايطى كه براى محتسب ذكر كرديم مراعات مىگرديد ، كار دايرهء حسبه و محتسب به آنجا منتهى نمىشد .
و قهراً « محتسب ، ناظر و مراقب اعمال مردم مىبود كه مرتكب منكرات نشوند و
هامش
( 1 ) - الأصناف . . . ، ص 147 به نقل از الاحكام السلطانية للماوردى ، ص 255 ، 256 و نهاية الارب نويرى ، ج 6 ، ط قاهرة ، ص 211 ، 212 .
در كتاب « واسط فى العصر الاموى » مىنويسد : اشارههاى موجود دلالت دارد كه محتسب در واسط مسؤول تحديد و جمع آورى ماليات بازار بود ، و به كار صرافها مراقبت مىنمود و عوام بن حوشب محتسب به امور صرافان مىرسيد و با آنان حرف مىزد و بر مىگشت .
( 2 ) - الأصناف . . . ، ص 147 به نقل از الذخائروالتحف ورقهء 115 .
( 3 ) - سورهء آل عمران ( 3 ) : 104 .