مخصوصاً مىخوارگى و مىخواران را سخت تحت نظر قرار مىداده ، لهذا شعرايى كه به نام مىو محبوب ، تغزّل مىكردهاند از جور محتسب زياد ناليدهاند و كلمهء محتسب را زياد در اشعار خود به كار بردهاند . . . هرچند حسبه و احتساب از آن نظر كه وابسته به دستگاه حكومت و خلافت بوده نمىتوانسته كاملًا اسلامى باشد ، اما نظر به اينكه خواستهء مردم در مورد اجراى احكام و مقررات اسلامى آن را به وجود آورده بود ، نسبتاً دايرهء مفيد و ثمر بخشى بوده است » . « 1 »
« دايرهء وسيع حسبه - كه امروز جانشين ندارد - چون مبنا و پايهء دينى و رنگ و صبغهء مذهبى داشته و مردم وظيفهء شرعى خود مىدانستهاند كه آن را كمك كنند و تقويت نمايند قهراً در انتخاب افراد و اشخاص ، رعايت تقوا و ورع مىشد و مردم احترام دينى براى آنها قائل بودند . » « 2 »
ولى بعداً كار به جايى رسيد كه گفتند : « كه از حالت مؤسسه مردمى به صورت مؤسسهاى در اختيار دولت درآمد » .
3 - رسيدگى به وضع پزشكان و امور بهداشتى :
از اهم كارهاى محتسب مراقبت كامل از بهداشت دستگاههاى توليد و ابزار و وسائل آن و از بازار و دكان صاحبان صنايع بود . « 3 »
مثلًا محتسب دستور مىداد كه سقاها ، ظروف آب را با پارچهاى بپوشانند . « 4 »
و همچنين دستور مىداد كه ماهى فروشان در بازارى كه دور از محل رفت و آمد مردم باشد ، خريد و فروش كنند تا عابرين بوى بد استشمام نكنند . « 5 »
و نانواها را وادار مىكرد كه از ماهى فروشان و حجامتگران وبيطارها و . . . دور باشند تا از آلودگى و كثافت دور بمانند . « 6 »
محل كار رنگرزها را براى حفظ مسائل بهداشتى در خارج شهر قرار مىدادند . « 7 »
هامش
( 1 ) - ده گفتار ، ص 148 ، 151 .
( 2 ) الأصناف . . . ، ص 145 به نقل از نهاية الرتبة ، ص 14 ، 22 ، 37 ؛ معالم القربه ، ص 14 ، 22 ، 37 ، 79 ، 91 ، 227 ؛ نهاية الرتبة لابن بسام ث ، ص 21 ، 25 ، 50 ، 61 و آداب الحسبة والمحتسب ، ص 97 .
( 3 ) - ده گفتار ، ص 148 ، 151 .
( 4 ) - تاريخ تمدن جرجى زيدان ، ج 1 ، ص 242 ، 243 .
( 5 ) - الأصناف . . . ، ص 145 به نقل از آداب الحسبة والمحتسب ، ص 87 .
( 6 ) - الأصناف . . . ، ص 145 به نقل از آداب الحسبة والمحتسب ، ص 50 .
( 7 ) - القضاء والحسبة ، ص 42 .