وليشمّر ، وليصبر ، و يرضى ، و يستسلم ، مخاطراً بنفسه ، فتؤدّيه مخاطرة نفسه إلى نفسه . »
كسى كه آرزوهايش را از مردم قطع كند به خالق وصل شده است و هرگز بندهاى به محبوبش جز با قطع آرزوها از غير او نمىرسد ، پس كسى كه لقاى خداوند را دوست دارد بايد جانب خداوند را ملتزم باشد و اخلاص داشته باشد و سريعاً بگذرد و صبر پيش گيرد و خشنود باشد و تسليم شود در حالى كه جانش را به خطر مىاندازد ، پس به خطر افتادنش به جذب خويش منجر مىشود .
- ذوالنّون گفت :
« مقامات الرّجال تسعةَ عشر مقاماً : أوّلها الإجابة ؛ و أعلاها التّوكّل . »
مقامهاى مردان نوزده تاست ، اولش اجابت كردن و بالاترين آن توكّل است .
- « من وقع فى بحار التّوحيد ، لم يزدِد على ممرّ الأيام إلّاعَطشا . »
كسى كه در درياى توحيد واقع شود بر گذشت ايام جز عطشش زياد نمىشود .
- « توحيد الخاصّة هو أن يكون بسرّه و وَجده و قلبه ، كأنّه قائم بين يدى اللَّه يجرِى عليه تصاريف تدبيره و أحكام قدرته فى بحار التّوحيد بالفناء عن نفسه و ذهاب حسّه بقيام الحقّ تعالى له فى مراده منه فيكون كما هو قبل أن يكون فى جريان حكمه عليه . »
توحيد خاص آن است كه با باطن و يافتن و قلبش مانند آن باشد ، كه گويى در پيشگاه خداوند است كه دگرگونىهاى تدبير و احكام قدرتش بر او جارى مىشود در درياى توحيد با فناء از خويش و رفتن حسّش در اثر قيام حق تعالى براى او در مرادش از او ، پس او آن گونه شود كه قبل از وقتى كه بفهمد كه خداوند حكمش را بر او جارى كرده است ، بوده است .
- علامت شناختن انس آن باشد كه دور باشد از آن چه قاطع او باشد از ذكر حق .
- هر كه در بحر توحيد افتاد هر روز تشنهتر مىشود و هرگز سيراب نگردد ؛ زيرا تشنگى حقيقت دارد و جز به حق ساكن نشود .
- عزيزترين چيز در دنيا اخلاص است ، هر چند جهد كنم رياء را از دل بيرون سازم
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 378
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٧٨