راسخ داشت . سال 924 از دنيا رفت و در جامع بشيرى مصر به خاك سپرده شد . « 1 »
( 3874 ) ابو يعقوب ، يوسف بن حسين رازى « 2 »
از اوليا و برجستگان اهل معرفت و عالم به انواع علوم ظاهر و باطن است كه با ذوالنّون مصرى و ابوتراب نخشبى و يحيى بن معاذ و ابوسعيد خراز مصاحبت نمود .
سال 334 يا 304 از دنيا رفت . وى را با جنيد مكاتباتى بوده .
حكايت
- چون خدمت ذوالنّون در مصر رسيدم ، رعبى از وى در دل من افتاد ، نگاهى كرد و گفت : از كجايى ؟ گفتم : از رى . گفت : زمين بر تو تنگ شده بود كه به مصر آمدى ؟ گفتم :
تا درك خدمتت را كرده باشم . گفت : دورباش از آن كه گويى يا خيانت كنى ، سپس گفت :
« يا بنىّ صحِّح حالَك مع اللَّه لا يشغلك عنه شاغل ، و لا تشغَل بما يقول الخلق منك فإنّهم ؛ لا يُغنوا عنك من اللَّه شيئاً ، فإذا صحّت حالك مع اللَّه أرشدك للطريق إليه ، و اقتدِ بسنّة النبىّ - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - و ظاهرِ العلم . و إيّاك أن تدّعى فيما ليس لك ، فما أهلك عامّة المريدين إلّاالدعاوِى . »
اى فرزندم ! حالت را با خدا تصحيح كن تا چيزى تو را از او مشغول نسازد و مشغول مشو به آن چه مردم نسبت به تو مىگويند ؛ زيرا ايشان هيچ گاه تو را از خدا بىنياز نمىكنند ، پس وقتى حالت با خدا صحيح شد تو را راهنمايى مىكند به
هامش
( 1 ) . طبقات شعرانى ، ج 2 ، ص 132 .
( 2 ) . رازى : منسوب به شهر بزرگ و قديمى رى كه در جنوب شرقى تهران قرار داشته كه خراب گشته و امروز با تهران يكى است .