( 3877 ) اخى يوسف شرّوانى « 1 »
( 3878 ) ابوالحجاج ، يوسف بن عبدالرّحيم اقصرى « 2 »
از مشاهير اوليا و سادات اصفيا و اعيان عارفين و صاحب كرامات است كه سال 643 از دنيا رفت و در اقصرين به خاك سپرده شد . « 3 »
( 3879 ) جمال الدّين ، ابوالمحاسن يوسف ابن عبداللَّه بن عمر عجمى كورانى مصرى « 4 »
عارفى كبير و صاحب كرامات است كه با نجم الدّين محمود اصفهانى و بدر شبسترى مصاحبت داشت . سال 768 دار دنيا را وداع گفت و در قرافه « 5 » مصر در عبادت گاه خود به خاك سپرده شد . « 6 »
هامش
( 1 ) . شَروانى : منسوب به شَروان ، شهرى معروف در دربند كه انوشيروان آن را بنا نهاد .
( 2 ) . گمان مىشود وى همان ابوالحجاج اقصرى باشد كه در حرف الف ذكر شد . اقْصُرى : منسوب به اقصُر ، شهر باستانى داراى كوشكهاى بسيار و آثار فرعونى ، واقع در ساحل شرقى رود نيل در ناحيهى صَعيد أعلى كشور مصر .
( 3 ) . كرامات الأولياء .
( 4 ) . عجمى : منسوب به 1 . عجم و بلاد فارس ؛ 2 . كسى كه نمىتواند به خوبى عربى سخن بگويد ؛ كورانى : منسوب به كوران ، روستايى از اسفراين ؛ مصرى : منسوب به كشور معروف مِصْر واقع در شمال شرقى آفريقا .
( 5 ) . قَرافه : 1 . قبيلهاى منشعب از قبيلهى بزرگ معافِر ؛ 2 . گورستانى معروف واقع در مصر ، كه به دليل نزول و امامتقبيلهى ياد شده در آن جا ، بدين نام ناميده شده است .
( 6 ) . كرامات الأولياء .