الآخرة يُنال رضا اللَّه - عزّوجلّ - . »
با ادب ، علم فهميده مىشود و با علم ، عمل صحيح مىشود و با عمل ، به حكمت مىتوان رسيد و با حكمت ، زهد فهميده مىشود و با زهد ، دنيا رها مىشود و با ترك دنيا ، رغبت در آخرت مىآيد و با رغبت در آخرت ، به رضاى خداىمىتوان رسيد .
- « إذا رأيتَ اللَّه قد أقامك لطلب شيىء ، و هو يمنعك ذلك ، فاعلم أنّك معذّب . »
وقتى ديدى كه خداوند تو را براى طلب چيزى به پا داشته ، در حالى كه او [ به خاطر گناهت از تو سلب توفيق نموده و ] تو را از انجام آن منع مىكند ، پس بدان كه عذاب مىشوى .
- « يتولّد الإعجاب بالعمل من نسيان رؤية المنّة فيما يجرى اللَّه لك من الطاعات . »
عجب از عمل به واسطه فراموشى از منّت خداوند حاصل مىشود ، در طاعتهايى كه تو را به آن موفق گردانيده است .
- از ذوالنّون پرسيدم : با كه بنشينم ؟ گفت :
« جالِس من النّاس من تَقهرك هيبتُه ، و تخوِفّك فى السرّ و العلانية رؤيتُه ، و يُخبرك عن نفسك بالّذى هو أعلم به منك . »
با كسى بنشين كه عظمتش تو را مقهور خود كند و ديدنش تو را در باطن و آشكار بترساند و خبر دهد از خودت به آن چه را كه او آگاهتر است به آن از تو .
- به ذوالنّون گفتند :
« أين مجلس الآمنين فقال :
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ
« 1 » . »
محل قرار اهل امن و سلامت كجاست ؟ گفت : « در قرارگاه صدق ، نزد پادشاهى توانايند . »
- از فتح بن شخرف شنيدم مىگفت : ذوالنّون به من گفت :
« من قطع الآمآل من الخلق ، وصل إلى الخالق ؛ و لن يصل عبدٌ إلى محبوبه دون قطع الآمال ممّن دونه ؛ فمن أحبّ لقاءاللَّه ، فليُلزم بكنفه عنده ، و ليُخلِص ،
هامش
( 1 ) . سورهى قمر ، آيهى 55 .