سال 536 - است كه فقر و ناچيزى را اختيار كرد و طريقهاش اين بود كه زايد بر قوت يك روز نگاه نمىداشت و اگر زيادتى مىماند انفاق مىنمود و خوردههاى آن را هم به سگها مىداد . مىگفت : روز نو روزى نو . مدفنش بالاى سر شيخ الاسلام احمد است .
شعر
در راه اگر راه روى ، ساز سفر كو * بر جان و دل از مهر و وفا بسته كمر كو
بر هر قدمى راه زنى هست و كمينى * زين كار اگر با خطرى ، بيم خطر كو
نفس است و هوا دشمن اين راه و زيشان * گر طالب اين راهى پرهيز و حذر كو
در بتكده گر گبر شوى باك ندارى * ناآمده در مسجد گويى ره در كو
اى يوسف احمد اگر از متقيانى * پس بر تو از اين معنى هنجار و اثر كو « 1 »
( 3872 ) وجيه الدّين يوسف چنديرى وال
عارف معارف دين است كه در غايت درد و سوز به سر مىبرد و با شيخ نظام الدّين ، محمد بن احمد مصاحبت داشت و از قدماى خلفاى وى بود . سال 729 در چنديرى دار دنيا را وداع گفت . « 2 »
( 3873 ) يوسف حريثى « 3 »
از اهل معرفت بود و در اتباع سنّت و قيام ليل و هضم نفس و تلاوت قرآن قدمى
هامش
( 1 ) . نفحات الانس ، شمارهى 432 ؛ رشحات عين الحياة ، در ذكر اولاد صلبى شيخ الاسلام احمد .
( 2 ) . ثمرات القدس .
( 3 ) . حُرَيثى : منسوب به جدّ به نام حُرَيْث .