تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
اهل معرفت و صاحب كرامت است كه سال 668 دار دنيا را وداع گفت . گفتار « كنتُ بمصرَ فى واقعة بغداد ، فبلغنى أمرُها ، فانكرتُ بقلبى و قلتُ : يا ربّ ! كيف هذا ؟ ! و فيها أطفال و من لا ذنب له ، فرأيتُ كتاباً فيه : در حادثه‌اى كه براى شهر بغداد پيش آمد ، در مصر بودم كه خبرش به من رسيد ، در دل آن را انكار كردم و گفتم پروردگارا چگونه اين اتفاقى مىافتد در حالى كه در آن شهر كودكانى هستند كه گناهى مرتكب نشده‌اند ، نوشته‌اى را ديدم كه در آن نوشته شده بود :
دَع الأعتراض ، فما الأمر لك * و لا الحكم فى حركات الفلَك
اعتراض را رها كن ، كه كار و قضاوت در حركات فلك به دست تو نيست .
و لا تَسأل اللَّه عن فعله * فمن خاض لُجّةَ بحر هلك
و از خدا درباره‌ى فعلش سؤال مكن ، كه هر كس در ژرفاى آب دريا فرو رود ، هلاك مىشود . « 1 »

( 3860 ) ابويعقوب ، يوسف بن احمد سوسى « 2 »

از قدماى عرفا و صاحب علم و عمل است . ابويعقوب ، اسحاق بن محمد - متوفى به سال 330 - از شاگردان اخلاقى وى است كه در ابله « 3 » از دنيا رفت . وى را تصنيفاتى است . گفتار - هر كه علم توحيد گويد به تكلّف ، او در شرك است . « 4 »
هامش
( 1 ) . كرامات الأولياء . ( 2 ) . سوسى : منسوب به : 1 . سوس يا شوش ، شهرى معروف از شهرهاى خوزستان كه آرامگاه دانيال پيغمبر - عليه السّلام - در آن قرار دارد ؛ 2 . سوسه ، شهرى معروف در مغرب زمين . ( 3 ) . ابُلّة : شهرى قديمى در 4 فرسخى بصره كه اكنون جزو بصره است . ( 4 ) . طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 45 ؛ نفحات الانس ؛ رشحات عين الحياة ، شماره‌ى 140 ؛ ر . ك : شرح حال ابويعقوب اسحاق بن محمّد .