تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
گفتار - « كلّ حقيقة لا تمحو أثرَ العبد و رسومه ، فليست بحقيقة . » هر حقيقتى كه اثر بنده و رسم‌ها و نشانه‌هاى او را از بين نبرد ، پس آن حقيقت نيست . - « من طلب الحقَّ من جهة الفصل ، وصل إليه ؛ و من يكن بالأحد ، لم يكن بأحد . » كسى كه از جهت جدايى حق را طلب كند به او رسيده و كسى كه احدى الذّات نباشد ، كسى نخواهد بود . [ كنايه از اين كه كسى كه از خودش فانى نشود در خداوند ذاتاً و حقيقت واحده خويش را نبيند ، پى به حقيقت خويش نبرده ] . - « أنفع الكلام ما كان إشارةً عن مشاهدة أو نبأ عن حضور . » سودمندترين سخن‌ها ، سخنى است كه اشاره ناشى از مشاهده و يا خبرى ناشى از حضور باشد . در بدايت حال پانزده سال در بيابان زندگى مىنمود و از ميوه و برگ درخت‌ها استفاده مىكرد و حيوانات وحشى و طيور به وى مأنوس بودند .

( 3855 ) يكى از مشايخ عرب

ذوالنّون مصرى - متوفى به سال 248 - گويد : وقتى شنيدم صفت يكى از بزرگان عرب را كه صاحب سير و سلوك و معرفت است و لسان و بيانى فصيح دارد ، به خيال اين كه از وى استفاده‌اى كرده باشم ، خدمتش رسيدم و چهل روز در نزد وى ماندم . مرا مجال آن كه سخنى با وى گويم نبود ، از بس حريص به عبادت بود . روزى به من نظر كرد و گفت : از كجايى ؟ و بدين مكان براى چه آمده‌اى ؟ گفتم : براى آن كه استفاده‌اى كرده باشم و به پروردگار راهنمايى شوم . گفت : اين‌ها كه گويم بشنو و در نظر دار :