- « من عرف اللَّه و لم يستغنِ باللَّه ، فلا أغناه اللَّه . »
كسى كه خدا را بشناسد و به او بىنياز نباشد ، پس خدا او را بىنياز نمىكند .
- « مَن قال : اللَّه و فى قلبه شيىء سوى اللَّه ، فلم يقل : اللَّه . »
كسى كه بگويد : اللَّه و در قلبش چيزى غير خدا باشد ، خدا نگفته است .
- « من أنَس بمولاه ، إستوحش عن كلَّ ما سواه . »
كسى كه به مولايش انس داشته باشد ، از هر چه غير او است وحشت مىكند .
- « من جعل الهموم همّاً واحداً ، كفاه اللَّه الهموم . »
كسى كه تمامى قصدهاى خود را يك قصد قرار دهد ، خداوند قصدهاى او را كفايت مىكند .
- « من طلب رضا مولاه ، لا يُبالى بسخط ما سواه . »
كسى كه رضايت مولايش را طلب كند ، باكى ندارد به غضب غير او .
- « من سكن قلبَه إلى شيىء ، فليس من اللَّه فى شيىء . »
كسى كه قلبش به چيزى آرامش پيدا كند ، پس از خداوند در چيزى نمىباشد [ ارتباطى با خدا نخواهد داشت . ]
- عمل كن ، عمل مردى كه آشكارا مىبيند هيچ عملى او را نجات ندهد مگر همين عمل كه مىخواهد به جاى آورد و توكّل به خدا كن ، توكّل آن كه بالعيان مىبيند كه به دو نخواهد رسيد مگر آن چه حق براى او در ازل نوشته و حكم كرده .
- علامت توكّل آرام گرفتن بدان چه حق ضامن شده و ايستادن بر آن چه به تو مىرسد از زياد و كم و تسليم كردن بما يكون و تعلّق گفتن ميان كاف و نون و قدم در عبوديت نهادن و از ربوبيّت بيرون شدن و قطع علايق و نوميدى از خلايق و دخول در حقايق و به دست آوردن دقايق مىباشد .
- علامت مراقبه آن است كه برگزينى آن چه را خدا برگزيده و عزم نيكو به خدا
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 367
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٦٧