( 3861 ) [ ابويعقوب ] ، يوسف بن اسباط
عارفى جليل القدر است كه صاحب زهد و تقوى و اجتهاد و خوف و مراقبه و محاسبه و معرض از دنيا و فضول آن بود و حالات و كمالات خود را پنهان مىداشت .
سال 195 يا 196 از دنيا رفت در حالى كه از كثرت مجاهدت بر بدنش يك اوقيه گوشت نمانده بود . معيشت وى از بافتن حصير به دست مىآمد .
گفتار
- « الدّنيا دار نعيم الظاّلمين . قال علىّ ابن ابيطالب - عليه السّلام - . الدنيا جيفةٌ ، فمَن أرادها فليصبر على مخالطة الكلاب . »
دنيا خانهى نعمت ظالمين است ، على - عليه السّلام - مىفرمايد : دنيا مردار است ، پس كسى كه آن را اراده كند بايد بر مخلوط شدن با سگها صبر كند .
- « يَجزى قليل الورع عن كثير العمل ؛ و يَجزى قليل التّواضع عن كثير الإجتهاد . »
ورع كم از عمل زياد كفايت مىكند و تواضع كم از تلاش زياد كفايت مىكند .
- علامت تواضع آن است كه سخن حق قبول كنى از هر كه گويد و رفق كنى با كسى كه پايينتر از تو باشد و بزرگ دارى آن را كه بالاتر از تو باشد در رتبه و چنان چه لغزشى از كسى بينى ، تحمل كنى و هر چه به تو رسد ، بدان شكر كنى و خشم فروبرى ، هر جا كه باشى رجوع به خدا كنى و بر توانگران تكبّر كنى .
- دوستان او را سه چيز بدادهاند : حلاوت ، مهابت ، محبّت .
- « مَن عرف اللَّه و فى قلبه همٌّ سوى اللَّه ، لم يسجد سجدةً خالصةً للَّه . »
كسى كه خدا را بشناسد و در قلبش قصدى غير خدا باشد ، يك سجدهى خالص براى خدا ندارد .