تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦

( 3861 ) [ ابويعقوب ] ، يوسف بن اسباط

عارفى جليل القدر است كه صاحب زهد و تقوى و اجتهاد و خوف و مراقبه و محاسبه و معرض از دنيا و فضول آن بود و حالات و كمالات خود را پنهان مىداشت . سال 195 يا 196 از دنيا رفت در حالى كه از كثرت مجاهدت بر بدنش يك اوقيه گوشت نمانده بود . معيشت وى از بافتن حصير به دست مىآمد . گفتار - « الدّنيا دار نعيم الظاّلمين . قال علىّ ابن ابيطالب - عليه السّلام - . الدنيا جيفةٌ ، فمَن أرادها فليصبر على مخالطة الكلاب . » دنيا خانه‌ى نعمت ظالمين است ، على - عليه السّلام - مىفرمايد : دنيا مردار است ، پس كسى كه آن را اراده كند بايد بر مخلوط شدن با سگ‌ها صبر كند . - « يَجزى قليل الورع عن كثير العمل ؛ و يَجزى قليل التّواضع عن كثير الإجتهاد . » ورع كم از عمل زياد كفايت مىكند و تواضع كم از تلاش زياد كفايت مىكند . - علامت تواضع آن است كه سخن حق قبول كنى از هر كه گويد و رفق كنى با كسى كه پايين‌تر از تو باشد و بزرگ دارى آن را كه بالاتر از تو باشد در رتبه و چنان چه لغزشى از كسى بينى ، تحمل كنى و هر چه به تو رسد ، بدان شكر كنى و خشم فروبرى ، هر جا كه باشى رجوع به خدا كنى و بر توانگران تكبّر كنى . - دوستان او را سه چيز بداده‌اند : حلاوت ، مهابت ، محبّت . - « مَن عرف اللَّه و فى قلبه همٌّ سوى اللَّه ، لم يسجد سجدةً خالصةً للَّه . » كسى كه خدا را بشناسد و در قلبش قصدى غير خدا باشد ، يك سجده‌ى خالص براى خدا ندارد .