- « لا تضرّ نعمةٌ معها شكر ، و لا بلاءٌ معه صبر ، و البلاء فى طاعة اللَّه خير من نعمة فى معصية اللَّه . »
نعمتى كه با آن شكر باشد ، ضرر نمىزند و بلايى كه با آن صبر باشد ، بلاء نيست و بلايى كه در اطاعت خداوند باشد ، بهتر است از نعمتى كه در معصيت خداوند باشد .
- « كلّ مهر لا يوضع للَّهفيه شيىء ملعون أو غير مبارك . »
هر محبتى كه در آن چيزى براى خدا قرار داده نشود ، ملعون است يا مبارك نيست .
- « إذا دكّاك رجل فى وجهك ، فانكر عليه واغضب ، و لا تَقرّ بذلك و قل : أللّهم لا تؤاخذنى بما يقولون ، واغفرلى ما لا يعلمون . »
وقتى كسى در جلو رويت به تو آسيبى رساند بر او انكار كن و غضب نما و او را به آن عمل تثبيت مكن و بگو : خدايا ! مرا به آنچه ايشان مىگويند مؤاخذه مكن و ببخش آن چه را كه ايشان نمىدانند .
- « إبدؤا بالّذى يحقّ عليكم ، و لا تعلّموا اللَّه ما ينبغى لكم . »
ابتدا كنيد به چيزى كه بر شما سزاوار است ، و خدا را ياد ندهيد آن چه را كه سزاوار براى شماست .
- « إذا بلغك عن الرّجل القول ، فانكِره ، فخُذ بقوله ، ودَع ما بلغك . »
وقتى از كسى سخنى به تو رسيد ، آن را انكار كن و سخنش را بگير و آن چه را به تو رسيده است رها كن .
- « لا تبذل قطُّ علمَك لِمن لا يسأله ، و لا تنشر اللّؤلؤ عند من لا يلتقطُه ، و لا تنشر بضاعتك عند من يكسدها عليك . »
هيچ گاه علمت را به كسى كه از آن سؤال نكرده است بذل مكن و لؤلؤ و چيز گرانبها را نزد كسى كه آن را بر نمىدارد باز مكن و متاعت را نزد كسى كه آن را بر تو كساد و ضايع مىكند باز مكن . « 1 »
هامش
( 1 ) . طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 38 ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 5 ، ص 234 .