تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
مسرفين را دوست ندارد و اگر مال غير خودت باشد ، ظلم كردى و خدا ظالمين را دوست ندارد . - وقتى بر اسب نىاى سوار شده و با كودكان مىدويد . هارون مىگذشت ، پس از سلام گفت : مرا پندى بده ، بهلول گفت : « هذه قصورهم ، و هذه قبورهم . » اين قصرهاى ايشان است و اين قبرهايشان . - سرّى گويد : روزى از قبرستان مىگذشتم بهلول را بر بالاى قبرى نشسته ديدم كه با خاك با پاى خود بازى مىكرد ، گفتم : بسيار در اين گورستان بسر مىبرى ؟ جواب داد : « أنا عند قوم لا يؤذوننى و إن غِبتَ عنهم لا يغتابونى . » من نزد گروهى هستم كه مرا اذيت نمىكنند و اگر از ميان ايشان غايب شوم ، مرا غيبت نمىكنند . گفتم : نان بسيار گران شده دعايى كن ، گفت : « لا أبالى و لو كان حبّة بمثقال ، علىّ أن أعبده و عليه رزقى ، كما وعدنى سبحانه و تعالى . » من باكى ندارم و اگر حبّه‌اى يك مثقال باشد من بايد خدا را بندگى كنم و بر او است رزق من ، همان‌طور كه خداوند سبحان وعده داده است . - سهل بن منصور گويد : بهلول را ديدم در حالى كه كودكان وى را سنگ مىزدند و در اثر آن خونين گرديده و اين ابيات را مىخواند :
حسبى اللَّه توكّلتُ عليه * مَن لوامى الخلق طرّاً بيديه
خداوند بس است برايم ، بر او توكل كردم ، كسى كه تمامى ملامت‌ها به دست او است .
ليس للهارب فى مهربه * أبداً من راحة إلّاإليه
كسى كه فرار كند در فرار ، هيچ گاه راحتى جز به سوى او نيابد .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 297 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)