تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦

( 3789 ) وليّه مجهوله

عبدالواحد بن زيد - متوفى به سال 177 - جريان ملاقات خود با وى را در طريق مكّه ذكر مىكند . به ترجمه عبدالواحد رجوع شود . « 1 »

( 3790 ) بهلول وهب بن عمرو صوفى كوفى « 2 »

از موحّدين و اصل و حكما عاقل و فقهاء كامل و از اصحاب جعفربن محمدِ الصّادق - عليه السّلام - و عمو زاده هرون الرّشيد است . گفته‌اند تا زمان امام يازدهم را درك نمود و حيات داشت . حكايت هارون الرشيد عمارتى ساخته و در آن نشست . چون بهلول را ديد گفت : چيزى بر در و ديوار اين عمارت بنويس . بهلول ذغالى برداشته نوشت : « رفعتَ الطّين و وضعتَ الدّين ، و رفعتَ الجَصّ و وضعتَ النصّ ، فإن كان مالَك فقد أسرفتَ واللَّه لا يحبّ المسرفين ، و إن كان مالَ غيرك فقد ظلمتَ واللَّه لا يحبّ الظاّلمين . » گل را بالا بردى و دين را پايين آوردى و گچ را بالا بردى و كلمات صريح قرآن و سنت را پايين آوردى ، پس اگر مال خودت باشد ، به تحقيق اسراف كردى و خدا
هامش
( 1 ) . ر . ك : شرح حال عبدالواحد . ( 2 ) . بهلول : 1 . خندرو ؛ 2 . شخص بزرگ و سرورى كه جامع تمام خوبىها مىباشد ؛ صوفى : 1 . از باب اشتقاق كبير از صفا و صفوت گرفته شده و به معناى برگزيده است ؛ 2 . پشمينه پوش . دو احتمال ديگر نيز در وجه تسميه به اين نام ذكر شده ، براى توضيح بيشتر ، ر . ك : مفردات راغب ، و الانساب سمعانى .